Monday, March 10, 2008

درخت


Sunday, March 09, 2008

دریا


شعر

زنگ ها
بر دو سوی رود
صدا می زنند
معابد پر آواز
در عطر صمغ و عود سوخته

گنگ در مهی از نور
و کاسه های شناور گل
تن می شوید
اینجا خدا هم هر روز غسل می کند
تا آفتاب جمع شود
بازارچه پر از شور رنگ هاست

شب می رسد
پیه سوز های نارگیلی به رود
معنای عمیق تری داده اند
زنگ ها اینبار پایان روز اند
و نسیم
خواب آلود عطر فراموشی
. . .خاموشی