Wednesday, May 31, 2006

یک پیروزی برای صلح طلبان

بیانیه ی جنبش عدم تعهد یک پیروزی برای صلح طلبان است. کار بر جنگ سالاران جهانی سخت و سخت تر می شود. بیانیه صریح و روشن جنبش عدم تعهد بر غیر موجه بودن حملات نظامی به جمهوری اسلامی ایران نشان از آن دارد که می توان و باید به نتیجه بخشی تلاش های روشنگرانه در جهت افشای سیاست های نوین آمریکا و متحدانش امید داشت. جنگ خواسته هیچکس جز مافیای تسلیحاتی جهانی و شرکای منطقه ای اش نمی تواند باشد. اگر بشریت مترقی در جهان بخواهد و پا در میدان عمل قرار دهد، این بار توانایی جلوگیری از سیاست های مداخله جویانه جهانی سازان وجود دارد. امروز مرز مترقی بودن یا نبودن موضع هر شخصیت سیاسی، سازمان اجتماعی، و هر حزب و سازمان سیاسی در برابر جنگ و صلح است. دمکراسی بر فراز ویرانه های جنگ تنها می تواند شعار شوم جغدانی باشد که برای خود در حاکمیت های خیالی بعدی کیسه دوخته اند. دمکراسی مدل کابلی چیزی فراتر از حکومت طالبانی نیست. این حقیقت هر روز روشن و روشن تر می شود

به آذین در گذشت


محمود اعتماد زاده (به آذین) که مدت ها از نارسايي مزمن تنفسی و آسم و بيماری ريوی در رنج بود؛ امروز
درگذشت. به آذين در سال ۱۲۹۳ خورشيدی در شهر رشت به دنيا آمد، و آموزش ابتدايی و متوسطه را در شهرهای رشت و مشهد و سپس در تهران ادامه داد. او در سال ۱۳۱۱ جزو دانشجويان اعزامی ايران به فرانسه رفت و در آن جا به تحصيل پرداخت. برخی از ترجمه های معروف او عبارتند از: "اتللو" و "هاملت" (شكسپير)، "ژان كريستف" و "جان شيفته" (رومن رولان)، "دن آرام" و "زمين نوآباد" (شولوخوف)، استثنا و قاعده (برتولت برشت). علاوه بر ترجمه، او آثار متعددی از جمله داستان، پژوهش و نقد را خلق کرده است و در عرصه روزنامه نگاری نيز فعال بود و مدتی نيز سردبير كتاب هفته و پيام نوين بود. بيانيه تاسيس کانون نويسندگان ايران، پيش از انقلاب، به قلم او نگاشته شد و تاثير عميقی بر جامعه روشتفکری ايران گذاشت. به آذين به دليل فعاليت های سياسی، در دهه شصت، ۸ سال را در زندان گذرانيد.[نوشته سهيل آصفی و خبر ايسنا را در اين مورد بخوانيد- به نقل از گویا نیوز

Sunday, May 28, 2006

سفر

باید چمدان را ببندم
و راهی سفری دوباره به زادگاهم شوم

مه- دود سیاهی شب را خفه کرده است
در حیاط خانه روبرو - آن پائین
کسی فانوس می گرداند
ثانیه ها همچون دو چراغ روشن
از سطح شهر می گذرند

باز می گردم
به شهرم
به دیارم
به روزگارم

همه چیز را دوباره تجربه می کنم
خانه ام را
با دستانی خالی و نگاهی تازه می آرایم
باز بنفشه هایمان را تکثیرمی کنم و
رویاها را بر دوششان می گذارم
سپید، آبی، ارغوانی

باز دستانی به سویم دراز می شوند
و بی آنکه نگاه اشک آلودم را ببینند
دستانی در پشت سرم تکان می خورند

Saturday, May 27, 2006

صلح ایران

سایت صلح ایران راه اندازی شد

Friday, May 26, 2006

آنکه نامخت از گذشت روزگار هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

خبرها حاکی از سیر اعتراضات گوناگون در میان مردم ایران است. اعتراضات دانشجویی اینبار گستردگی بیشتری علیرغم همه ی تمهیدات صورت گرفته داشته و با هدف قرار دادن محدودیت های تازه ی راستگرایان و کنترل پلیسی دانشگاه ها، چنان مواضع رادیکالی گرفته که در سال های اخیر بی سابقه بوده است
تظاهرات گسترده ی آذریان نیز که ریشه دراعتراض به تبعیض فرهنگی طولانی به زبان و فرهنگ ملی آذری داشته، عدم وجود آزادی های سیاسی لازم را به نمایش گذاشت و نشان داد تمهیدات برنامه ریزی شده برای ایجاد محدودیت های سیاسی و پاک کردن صحنه اجتماع از جنبش آزادیخواهانه مردم تا چه حد غیر واقعبینانه بوده است. مسئولان جمهوری اسلامی باز در صددند مسئولیت همه چیز را برگردن "کشور های خارجی" بگذارند. واقعیت آن است که سایت های بی بی سی و صدای آمریکا این وقایع را بسیار دیر هنگام و رقیق گزارش کرده اند و هیچکدام از سخنگویان آنان که بلافاصله در برابر هر خبر کم اهمیت موضعگیری می کردند، واکنشی نشان نداده اند. به نظر نمی رسد آنان از حضور مردم در خیابان ها خوشحال باشند.
اگر" کشورهای خارجی" چنین قدرتی دارند که به یک اشاره پنج استان بزرگ کشور را از داخل به هم بریزند، رودررویی با آنان چه معنایی دارد. اگر کسانی تصور می کرده اند با ماجراجویی در سیاست خارجی و کشاندن کشور به رودررویی با آمریکا و جهان غرب و جمع کردن ملت پشت شعار حق برخورداری از انرژی هسته ای، وحدتی داخلی ایجاد می کنند که سال ها می توان بر بستر آن به شیوه ای لیبیایی حکومت کرد، قاعدتا باید تا کنون نتیجه ی تلخ خود را گرفته باشند
حتی اگر بپذیریم مصادف شدن این وقایع با دوم خرداد اتفاقی بوده نیز باید آن را به زبان آقای جنتی "الهام"ی دانست که اینبار نه از زبان آقای احمدی نژاد بلکه از زبان مردم جاری شده است. آقایان بهتر است بروند فیلترهای اینترنت را باز کنند، اجازه ی احیای روزنامه های تعطیل شده را بدهند و بجای اینهمه تمهیدات بی نتیجه ، بانیان و سیاستگذارارن دوم خردادی شان را بر فرق سر بگذارند و تقدیس کنند که حد اقل 8 سال زود تر از آن ها متوجه بی نتیجه بودن سیاست بازداری امنیتی در برابر رشد جنبش آزادیخواهی مردم شدند
باید تا دیر نشده از مواضع تندروانه و تحریک آمیز بی پشتوانه در زمینه سیاست خارجی عقب نشینی کنند و گرنه کشور را به ورطه ی بحران یک جنگ تمام عیار می کشند

نقدی بر سخنان اخیر اکبر گنجی

Thursday, May 25, 2006

Tuesday, May 23, 2006

ایران لیبی نیست

جان بولتون نماینده ی آمریکا در سازمان ملل و از جمله نمایندگان مافیای تسلیحاتی جهان در اظهار نظر های اخیرش پیشنهاد تازه ای به جمهوری اسلامی داده است که بسیار افشاگرانه است. او گفته است مدل لیبی الگوی خوبی برای ایران است. از دید دستگاه دولتی بوش ایران باید از بین دو گزینه یکی را انتخاب کند یا عراق باشد یا لیبی، چرا؟ فراموش نکرده ایم که درست به هنگام حمله به افغانستان وبعدا به شکل مفصل تر در عراق صحبت از طرح مارشال در کشورهای به اصطلاح آزاد شده به کمک تجاوز خونین نظامی می رفت و رادیوهای خارجی وابسته به آمریکا و متحدینش چه تبلیغاتی در این زمینه می کردند. قرار بود عراق و افغانستان آلمان و ژاپن شوند و یا حد اقل کره ی جنوبی. اما امروز لیبی شدن مژده ای بزرگ برای نجات از عراق شدن است.. اگر دیکتاتوری لیبیایی هیچ آزردگی خاطری برای آن ها فراهم نمی آورد، چگونه می توان اینهمه ادعا های دمکراسی خواهی را باور کرد. براستی اینکه هنوز هم عده ای به دروغپردازی های این حضرات در پیاده کردن دمکراسی در منطقه باور می کنند جدا حیرت آور است
شک نیست که رفتارهایی در داخل ایران نیز ممکن است به امکان پیاده کردن چنین گزینه هایی دامن زده باشد، اما باید خدمت آقای جان بولتون عرض کرد که ایران نه عراق است و نه لیبی، ایران صربستان هم نیست که بتوانند به اسم بی مسمای استقلال تکه تکه اش کنند. ایران ایران است، با ملتی آگاه که می داند چه می خواهد، اگر چه راه دشواری برای رسیدن به آن در پیش دارد. خواست های صلحجویانه مردم ما به معنای پذیرش ذلت یک دیکتاتوری مادام العمر نیست. مردم ما صلح، آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی را اجزای غیر قابل چشمپوشی حق انسانی خود می دانند و هزاران سال است بر این فلات گسترده آرزوی تحقق آن را در دامن فرهنگ غنی خود پرورانده اند و دو انقلاب بزرگ در سده ی اخیر تنها بخشی از تلاش عظیم آنان در این راستاست. بدون تردید، اگر دشمنی عمیق و تاریخی جهانخواران جهانی نبود تا کنون تا حد زیادی به آن دست یافته بودند

Monday, May 22, 2006

پیک نت

دیروز داشتم سایت های فارسی زبان را می خواندم که با رویداد عجیبی مصادف شدم. ماجرا از این قرار است که به تازگی به پیشنهاد من و همت دوستان سایتی را به نام در دفاع از صلح راه اندازی کردیم تا در زمینه ی صلح فعالیت متمرکزتری را انجام دهیم. هدف مان هم گسترش فرهنگ صلح و آشنایی با مبارزات جهانی در زمینه ی صلح بوده است. سایت هم هنوز یک ماهش نشده و نویسندگان و خوانندگان خودش را هم نیافته است. حالا در همچنین شرایطی سایت پیک نت که روزنت گروهی سیاسی به نام راه توده است و به علت ویژگی های خاصی که دارد پر خواننده است، بخش مهمی از صفحه ی خود را به معرفی این سایت اختصاص داده و مطالبی را هم تیتر کرده که ناصحیح است
اولا، بدون این سایت هم می نوشته ایم و مطلب نویسی در این سایت اتفاق خاصی نیست- اینجانب مدت هاست یک وبلاگ هم دارم که تقریبا هر کاری کرده ام در آن هست
دوما، هم من هم ایشان در خارج کشور به سر می بریم و راه اندازی یک سایت ساده هم داخل و خارج کشور ندارد
سوما، هیچکدام از ما ارتباطی با نشریه پیک نت نداریم- مطلب نوشته شده برای بعضی از دوستان طوری الغا کرده که گویا ارتباطی وجود دارد
من شخصا به تابلو شدن نیز علاقه چندانی ندارم. یک روشنفکرم و نه فعال سیاسی داخل یا خارج و بیشتر به کار فرهنگی( بویژه فرهنگ سیاسی) علاقه مندم و این را به کرات در وبلاگم توضیح داده ام- اگرچه برای همه ی فعالان سیاسی در طیف های مختلف احترام قائلم
به این عزیزان جنجال بر انگیز نیز توصیه می کنم جوانب مختلف اینگونه بازتاب ها را بیشتر بسنجند و متوجه باشند بنده را برای قهرمان شدن به قول آن مثل معروف از بالای آبشار نیاگارا که اتفاقا از محل زندگی من هم دور نیست به پائین پرتاب نکنند

Friday, May 19, 2006

بدون شرح

باورکردنی نیست

بخشی از یک مقاله ی ترجمه شده در مورد عراق به نقل از سایت روشنگری
رابرت فيسک به نقل از آن "منبع امنيتی" مثال هايي، در تاييد تصويری از آنچه که پيلجر آن را "گزينه
اسالوادور" ناميده، ارائه ميدهد. " منبع امنيتی" فيسک از جمله می گويد: "برای شما قسم ميخورم که ما اطلاعات دقيقی داريم" و اضافه ميکند:"يک مرد جوان عراقی برای ما تعريف کرد که برای پليس شدن در بغداد مورد تعليم آمريکائيان قرار گرفته بوده، آموزشی که هفتاد درصد آن تعليم رانندگی و سی در صد تمرين کاربرد سلاح بوده است. آنها سپس از وی خواسته بودند بعد از يک هفته بازگردد. وقتی او نزد آنان بازگشت يک تلفن موبايل به او دادند و از او خواستند که اتوموبيلی را، به محله ای پر ازدحام در نزديکی مسجدی براند و از آنجا به آنها تلفن بزند. از آنجا که ارتباط با شبکه تلفنی از داخل اتوموبيل بر قرار نشده بود، اتوموبيل را ترک کرده و به محلی در نزديکی که در آنجا تلفن سيگنال بهتری دريافت می کرد رفته بود. و آنگاه اتوموبيلش منفجر شد." رابرت فيسک با اشاره به ناباوريی که از شنيدن اين ماجرا به او دست داد اضافه می کند که بارها ماجراهای مشابهی با گوش خود در عراق از زبان مردم بغداد شنيده. فيسک مورد مشابهی نقل می کند: يک جوان ديگر عراقی توسط امريکائيان برای مشاهده و گزارش تلفنی از يک محل ازدحام، احتمالا تظاهرات اعتراضي، فرستاده شده بود. در اين ماجرا نيز راننده به دليل کار نکردن تلفن تازه ای که به او داده بودند اتوموبيل را ترک کرد و از يک تلفن خط زمينی به آمريکايی ها زنگ زد. وبه محض اينکه به آنها اطلاع داد که به محل مورد نظرشان رسيده ماشينش با صدای مهيبی منفجر شد.

Thursday, May 18, 2006

هنرسیاسی

جنبش صلح و اثرات عمیق آن

Tuesday, May 16, 2006

لوموند

امروز به ایمیل ام که سر زدم لیست جدید مقالات لوموند دیپلماتیک برایم آمده بود. البته من همیشه به آن نگاهی می اندازم و از مقالات آن بهره می برم. اما آیا یادتان هست که در مورد جنگ عراق تا کجا پیش رفت و چه مقالات جانانه ای علیه آمریکا و متحدینش می نوشت؟ چه پشتیبانی ای از صلح طلبان می کرد و چه شعار هایی علیه جنگ می داد؟ اما امروز که سیاست دولت فرانسه تغییر کرده و مدافع برخورد به ایران است، سیاست این مجله هم تغییر کرده و انگار نه انگار بحرانی در این زمینه وجود دارد. به لیست مقالاتش نگاه کنید
عراق جنگ در دو جبهه
سوریه و فراموشی دمکراسی
الجزایر کسب و کاری مثل همیشه
پشت پرده ی چچن
اعتیاد ما به نفت خام
بازار بیمار
کیفیتی بالاتر از نیاز و لذا بدون حقوق
دو قرن برده داری
علم اختراع غرب نیست
و همه چیز غیر از ایران! یادم می آید شماره های آن زمانش عراق نامه بود و براستی چقدر هم به جا. چرا امروز اینگونه است؟ کاش می شد برایش پاسخی غیر مایوس کننده یافت. نگوئید به خاطر عملکرد ایران است. صدام از هیچکس هیچ چیز کم نداشت

Vlog

وی لاگ احمد سپیداری راه اندازی شد

Monday, May 15, 2006

ما جنگ نمی خواهیم

امروز بزرگ ترین منافع ملی مردم ما صلح است. جایگزینی هر امر دیگری بجای صلح با هر توجیهی و با هر مستمسکی، برخلاف منافع ملی ست. مقاومت در مقابل زیاده طلبی های گستاخانه ی آمریکا تنها زمانی صحیح است که به جنگ نینجامد. حاکمان نومحافظه کار آمریکا و دیگر متحدینشان در سطح جهان با تمام توان به دنبال یک در گیری تمام عیار با جمهوری اسلامی در طی ماه ها و سال های آینده اند. اگر آن ها برطبل جنگ می کوبند، ما باید سرود صلح بخوانیم. آن ها به بحران دامن می زنند، ما باید تنش ها را آرام کنیم. آن ها هزاران اما و اگر بر سر راه مذاکره می گذارند، ما باید راه را باز کنیم. هر اقدامی که راه را برای مذاکرات رو در رو باز کند و تب و التهاب کشمکشی غیر قابل کنترل را بخواباند یک اقدام انقلابی ست. امروز محک انقلابی بودن صلح خواهی ست و هر نغمه شوم جنگ طلبانه ای به هر نام و در هر کجا، باید محکوم شناخته و در برابر آن به روشنی موضعگیری شود، چه این سخنان از زبان مجاهدین گفته شود، چه بخشی از سلطنت طلبان، چه افرطیون درون حکومتی. باید صدای همه ما در داخل و خارج کشور به یک شعار فراروید و آن اینکه به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی
ما جنگ نمی خواهیم

Sunday, May 14, 2006

در دفاع از صلح

تحليلي مختصر در باب مساله جنگ و بحث هاي پيرامون آن
ارس احمدي
http://www.itdop.com/

Thursday, May 11, 2006

همه خاموشند

همه خاموشند. هیچکس هیچ چیز نمی گوید. نامه ی احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به طور غیر رسمی انتشار یافت و همه را حیرت زده کرد. اولین پرسشی که فرا روی ماست آن است که چرا ناهه ی هژده صفحه ای مورد ادعا هنگام نشر در سایت های فارسی زبان به پنج صفحه تبدیل شده است. اینهمه تکیه بر هژده برای چه بود. آیا نامه ضمائمی داشته یا بر روی دفترچه یادداشت جیبی نوشته شده بوده کهه در این انتقال به صفحه کاغذ تایپ پنج صفحه شده؟ آیا باید قبول کنیم نامه همین است که دیده ایم؟ آخرچگونه می شود باور کرد در چنین شرایطی چنین نامه ای نوشته شود
آنچه از سوی دیگر در شورای امنیت سازمان ملل گذشته نیز با توضیحات بیشتری که این روزها اینجا و آنجا یافته می شود حاکی از دام تازه ای پیش پای جمهوری اسلامی ست. اینبار قطعنامه ای دارد به تصویب می رسد که همه در آن متفق القول اند و اگر مورد پذیرش قرار نگیرد به صورت اتوماتیک به قطعنامه مورد نظر آمریکا تبدیل می شود. ادامه برخوردهای عنادآمیز رهبران جمهوری اسلامی در همین چند ساعت اول بعد از نشست مقدماتی شورای امنیت در نیویورک حکایت از آن دارد که جمهوری اسلامی روی خوشی به آن نمی خواهد نشان دهد. اگر چنین تحلیلی درست باشد، مصوبه ی جدید دامی ست که می تواند چین، روسیه و جمهوری اسلامی را با هم به تور بکشد
جز چند نامه ی طنز آمیز هیچ موضعگیری روشنگرانه ای را در سایت های فارسی زبان نمی یابم. روزگارا ما را چه شده است. خطر در کمین است چرا کسی کاری نمی کند

Wednesday, May 10, 2006

تا مهار بحران راه درازی در پیش است

اخرین خبر ها حاکی ست که با عدم تصویب قطعنامه پیشنهادی اروپا در شورای امنیت سازمان ملل به علت مخالفت های وسیع و جدی با آغاز جنگ جدیدی در منطقه، پیشنهاد تدوین قطعنامه ی تازه و ملایم تری مورد موافقت قرار گرفته و مقرر شده است سه کشور اروپایی انگلیس، آلمان و فرانسه به تدوین آن بپردازند. اینکه بخش های خوانده نشده ی نامه احمدی نژادی رئیس جمهور و مذاکرات دیپلماتیک هیئت های مختلف جمهوری اسلامی در این زمینه چه نقشی داشته را بزودی خواهیم دانست، اما عدم تصویب قطعنامه درخواستی بوش در شورای امنیت برای مجاز بودن تجاوز به کشور ما یک پیروزی برای نیروهای صلحدوست جهان است
واقعیت آن است که فریبکاری های رذیلانه هیئت حاکمه آمریکا با بهره برداری از سیاست های تحریک آمیز جمهوری اسلامی در متقاعد کردن افکار عمومی جهان برای یورش نظامی به ایران ناموفق باقی مانده و روشنگری های جنبش صلح علیرغم تحریم رسانه ای بزرگی که نسبت به آن اعمال می شود کار را بر آنان سخت نموده است
باید بر تلاش ها برای حفظ صلح افزود. قطعا تاکتیک ها و مانور های تازه ای از طرف جنگ سالاران بکار گرفته خواهد شد تا عدم موفقیت فعلی جبران شود. گروه های نفتی نظامی حاکم بر دولت آمریکا از سیاست های خود دست نکشیده اند و هیچ چیز دیگری جز جنگ خواسته ی آنان نیست. آنان برای پیشبردن برنامه هایشان وقت و فرصت کافی دارند و نباید عقب نشینی های مقطعی جنک طلبان ، مبارزان راه صلح را از افزایش هر چه بیشتر تلاش برای جلوگیری از این خطر مهلک نظامی بازدارد
هر بار با خبری حاکی از مذاکره ی دو طرف برای کاهش بحران، با سیل مقالات و موضعگیری هایی مبتنی بر خیمه شب بازی بودن همه ی رویداد ها برای سازشی بزرگ بین جمهوری اسلامی آمریکا مصادف بوده ایم. اما سیر رویداد ها نشان از آن داشت که سیاست های رودررویی هر لحظه می تواند دوباره زبانه کشد. بکوشیم که هنوز تا مهار بحران راه درازی در پیش است

Monday, May 08, 2006

اتحاد عمل و تشکیل ائتلاف

یکی از پیچیده ترین بحث ها در حوزه ی جنبش های اجتماعی مقوله ی اتحاد عمل و تشکیل ائتلاف است. به نظرم رسید امروز که بحث ائتلاف های گسترده در زمینه ی صلح با دیدگاه های متفاوت و از طرف گروه های مختلف مطرح شده است، بد نباشد در این باره سخنی را به میان بکشم. یادم می آید اولین بار که با واژه اتحاد آشنا شدم، در کنارش جملاتی انتقادی درج شده بود از لنین مبنی بر اینکه لازم است قبل از هرگونه ائتلافی، ابتدا بین خود مرز ها را مشخص کنیم
بقیه در اطاق اندیشه

Saturday, May 06, 2006

Friday, May 05, 2006

Thursday, May 04, 2006

براستی چرا

این روز ها دیگر هیچ حزب، سازمان، گروه یا شخصیت سیاسی ای نمانده که در مورد بحران رودررویی ایران و آمریکا و ماجرایی به نام انرژی هسته ای موضعگیری نکرده باشد. دوستمان هم نمونه هایی از موضعگیری های مختلف را در اطاق اندیشه جمع آوری کرده که حقا آرشیو جالبی ست. البته این موضعگیری ها را که مرور می کنم، می بینم بسیاری از صلح نویسان امروزین ما مواضعی دنباله روانه و توجیه گرانه دارند و خطر جنگ آن ها را براستی وانداشته به این فکر کنند چرا این خطر را ندیده بودند، ریشه های جنگ از کجاست، و جنبش جهانی صلح که به هر حال در زمینه ی این گونه مبارزات پیشقدم و طلایه دار بوده چه دستاورد ها و تجاربی را برای ارائه به ما که امروز با این خطر مواجهیم داشته و دارد. در فرهنگ ما هیچ واژه و مفهومی ظاهرا آنقدر تازه نیست که ما را به فکر اساسی وادارد. چند سال پیش که تازه بحث جهانی سازی مطرح بود و موجش یکهو همه را گرفته بود، مجله ای بدستم رسید از طرف مرکز گفتگوی تمدن ها. در این مجله میز گردی تشکیل شده بود در باره ی جهانی شدن با شرکت مراجع فرهنگی این مجله و شرح مباحث آن نیز در چندین صفحه درج شده بود. شرکت کنندگان هم طیف وسیعی را تشکیل می دادند، از روحانیون گرفته تا روزنامه نگار و مسئول فرهنگی و چه و چه. من که خوب از اولین روزهای این بحث یعنی دو روز بعد از واقعه سیاتل که بطور تصادفی آن را در اینترنت یافته بودم، بحث را پیگیری کرده، مقالات زیادی در این زمینه با همکاری همسرم ترجمه کرده و یا نوشته بودم، علاقمند شدم ببینم دیدگاه این حضرات درباره ی جهانی شدن چیست. و اولین نتیجه ای که سریعا گرفتم این بود که آن ها احتمالا برای اولین بار است که آن را می شنوند و همه ی شرح و بسط ها را به کمک تخیلات و ذهن پردازی های خلاقانه شان دارند انجام می دهند. امروز نیز همین ماجرا را می شود دید. شما هم به این موشعگیری ها نگاه کنید، از تعدادی مقالات حرفه ای و کار شده که بگذریم، براستی چه بحث تازه ای را متوجه می شوید؟ کدام یک به پیشینه مبارزه در راه صلح اشاره کرده اند؟ کدام به تجربه اپوزیسیون عراق در برخورد با شرایط نسبتا مشابه تکیه کردند؟ کجا تحلیلی از نیرو های صلحجو و جنگ طلب و صف آرایی شان یاد شده است؟ سایت صلح به حق کار نسبتا خوبی در این زمینه ارائه کرد و حتی تا پیشنهاد یک جبهه ی جدید برای مقابله با جنگ پیش رفت( کاری به نقاط قوت و ضعفش در اینجا ندارم)، سایت ها را که مطالعه می کردم حتی در یک مورد بازتاب این مطلب سایت صلح را ندیدم. حتی کسی اشاره ای هم به آن نکرد یا من ندیدم. امروز که این حرف ها را می نویسم عده ای در جلسه شورای امنیت در حال مذاکره برای اخذ مجوز حملات نظامی به جمهوری اسلامی اند و همه ی بهانه های لازم هم متاسفانه به آن ها داده شده. هر لحظه این مجوز ممکن است صادر شود. اینکه کسانی دارند مجوز قانونی حمله به کشور ما را صادر می کنند(حتی می شود فکر کرد که به عمل فوری هم نینجامد) آیا نباید موجب بشود تن ما بلرزد و بفکر چاره ای بیفتیم؟ آیا می شود به اسم احساس خطر از به دام رژیم افتادن، بی عملی خود را توجیه کنیم. آیا نباید برگردیم ببینیم چه کسانی این بحران را پیشبینی کرده بودند، دلایلشان چه بود و چه مبنایی برای تحلیل هایشان داشتند. آیا چیزی راجع به جهانی سازی شنیده ایم؟ درباره ی آن مطالعه ی کافی کرده ایم؟ ایا از مبارزات ضد جنگ و آزادیخواهانه ی دنیای معاصر برداشت های لازم را داریم؟ اینکه نمی شود همین طوری قلم را براداشت و خلاقانه آسمان را به ریسمان بافت. این کار شاید از مراجع فرهنگی دفتر گفتگوی تمدن ها برآید ولی آیا از ما هم شایسته است؟ به نظرم می رسد بعضی با کلمات بازی می کنند.امروز مطلبی را برای مثال از قهرمان بزرگ مجله وزین شهرمان شهروند، یعنی استاد گرامی آقای رضا براهنی البته در سایت بی بی سی خواندم(مجله ی شهروند در باره ی خطر جنگ تا دو هفته پیش سکوت کرده بود و حتی راهپیمایی جهانی علیه جنگ در تورنتو را هم بازتاب نداد. طنز نویسش تنها کسی بود که شوخی را گاهی ول می کرد و مطلبی می گفت.البته به تازگی شروع کرده و در این شماره یک ترجمه خوب از چامسکی دارد) ... بگذریم . . . شما هم بروید و حقا این مطلب اقای دکتر را در سایت بی بی سی بخوانید. ببینید ایشان که به شدت به نخبه گرایی گرایش دارند و چنان توی دهن افراد به قول خوشان غیر متخصص برای ادای یک اظهار نظر در زمینه ی شعر و ادبیات می زنند، چه گفته است و چه راهکاری را پیش پای خوانندگانش می گذارد . . . براستی چرا ما اینطوری هستیم. . . چرا

Wednesday, May 03, 2006

تلاش

چيزي نروئيد
هيچ چيز نروئيد
تلاش كمي نبود
و بذر هايت مي دانم
هر يك ستاره اي بود و
كهكشاني را در خاطره داشت

اين اولين بار هم نيست
كه كسي آرزوهايش را مي آزمايد و
باز چيزي نمي رويد
اين شوره زار
در به خاك كشيدن اميد
هنوز هم توان معجزه آسايي دارد

Tuesday, May 02, 2006

Monday, May 01, 2006

خوابالوده هنوز


خوابالوده هنوز
در بستری سپید
صبح کاذب در بوران قطبی
و تکبیر پر غریو قافله
که رسیدیم
آنک چراغ و آتش مقصد!

گرگ ها
بیقرار از خمار خون
حلقه بر بارافکن قافله تنگ می کنند
و از سرخوشی
دندان به گوش و گردن یکدیگر می فشرند
هان
چند قرن، چند قرن به انتظار بوده اید؟

و بر سفره ی قطبی
قافله ی مردگان
نماز استجابت را آماده می شود
شاد از آن که سر انجام به مقسد رسیده است

احمد شاملو – مجموعه آثار

انقلاب در نپال به پیروزی رسید

خبرگزاری ها گزارش داده اند که با عقب نشینی شاه پارلمان تعطیل شده به دستور او دوباره تشکیل شد و در اولین جلسه اش برگزاری یک انتخابات آزاد و تغییر قانون اساسی بوسیله برگزیدگان آن را به تصویب رساند. چقدر شنیدیم و چقدر تکرار شد که عصر انقلاب ها پایان گرفته است و دیگر همه محکوم اند به همین اوضاع و روزگار بسازند. بسیاری از روشنفکران ما که درک درستی از رابطه ی اصلاح و انقلاب و شرایط انقلابی نداشتند، به صراحت اعلام کردند انقلاب پدیده ای ست که به تاریخ پیوسته است و آن را در خیال خود به موزه ها سپردند. اما امروز این نپال است که یک انقلاب تمام عیار را به نمایش می گذارد. انقلابی مردمی علیه یکی دیگر از مستبدین و شاهانی که خود را نماینده ی خدا می دانند و حقی برای مردم قائل نیستند. سیر رویداد ها در نپال را دنبال کنیم و درمورد بسیاری از همه آنچه این سال ها شنیده ایم، از شیوه های مبارزه گرفته تا نیروهای شرکت کننده در تحولات اجتماعی و نقش مردم بازاندیشی کنیم. آری باز به این گفته ی پر مفهوم مارکس باز گردیم که می گفت "انقلاب مرد، پس زنده باد انقلاب" ک

روزی تاریخی در آمریکا


امروز میلیون ها نفر از مردم در آمریکا به خیابان می آیند تا صدای اعتراض خود را نسبت به مصوبه ی کنگره آمریکا در مورد اخراج آنچه انها مهاجرین غیرقانونی می نامند بلند کنند. چنان سازماندهی عظیمی برای این اعتراض شکل گرفته که شگفت انگیز است. اعتصاب و تعطیلی محل کسب و کار، تظاهرات خیابانی، پیک نیک های گروهی، شمع روشن کردن های شبانه، مراجعه به خانه ها و دعوت مردم به پشتیبانی از مهاجرین، سخنرانی ها، تشکیل زنجیره های انسانی، تشکیل اجتماعات در ساعات استراحت بین کار و ... تنها بخشی از شیوه های مبارزه ی میلیونی است که امروز بکار گرفته خواهد شد. بخشی از کلیساها امروز زنگ های خود را به پشتیبانی از مهاجرین به صدا درخواهد آورد و سرود آمریکا امروز به زبان اسپانیولی در همه جا طنین انداز خواهد شد. امروز روزی تاریخی در آمریکاست روزی که بخشی از نیروی عظیم کار قدرتش را به نمایش می گذارد