Thursday, March 30, 2006

دیگر منتظر چه هستیم


بیانیه ی شورای امنیت اولین پله از نردبانی ست که ما را به گرداب فاجعه خواهد برد. سیاستمداران حاکم بر جمهوری اسلامی در عمل به اجرای عملیات انتهاری ای مشغولند که هیچکس جز صاحبان مجتمع های عظیم صنعتی- نظامی از آن سود نخواهد برد و دود آن مستقیما به چشم مردم ما و جهان خواهد رفت. شعار های به ظاهر انقلابی و ملی در این زمینه فاقد ارزش های ادعا شده است. مقایسه دفاع از حق برخورداری از توسعه هسته ای آنهم بدین شکل هیچ قرابتی با ملی شدن نفت ندارد. لنین می گفت شعارهایی که یک روز انقلابی هستند می توانند روز دیگر و در شرایطی دیگر ارتجاعی باشند و به همین دلیل همیشه بر تحلیل مشخص از اوضای مشخص تاکید داشت. امید به وجود تدبیری اندک در میان این سکانداران بحران هر روز بی معنا تر می شود و خطر نزدیک. فردا باید پاسخگوی مسئولیت خود در برابر نسل بعدی باشیم که کشور را به شکل جهنمی سیاه تحویلشان می دهیم و همه ی کسانی که امروز سکوت پیشه کرده اند در این رابطه مسئول اند. آیا هنوز هم وقت آن نیست که نسبت به جنبش صلح جدی تر بیندیشیم؟ دیگر منتظر چه هستیم

خشونت های فرقه ای در عراق

چند وقت پیش از هدف خشونت های فرقه ای در عراق نوشته بودم. یادتون میاد؟ از اینکه چگونه با این خشونت ها تفکیک فرقه ای صورت می گیرد. حالا برای اولین بار بی بی سی آماری از ایم مسئله داد که جالبه. پیشنهاد می کنم بخونین. از اونجا که این شیوه ها عمومی هستن و می تونن فردا در مورد ایران هم بکار برن آموزش اونا مهمه. متسفانه کسی به این مطالب نمی پردازه.
'ادامه خشونت هزاران عراقی را آواره کرده است'

Tuesday, March 28, 2006

آتش

آتش رودررویی باز زبانه می کشد

گویا فرصت مذاکرات رو به پایان گذاشته است. در طی هفته ی گذشته دو مذاکرات مهم و سرنوشت ساز، یکی بین اعضای شورای امنیت و دیگری بین آمریکا و جمهوری اسلامی، در جریان بوده است. اخبار و گزارش ها حاکی از آن است که مذاکره ی اولی دارد به نتیجه می رسد و حاصلش چیزی جز بیانیه ای علیه جمهوری اسلامی نیست – گیریم که انشای آن کمی دستکاری شده باشد. اما از دومی خبری نشد و گزارش های تایید نشده مبنی بر آغاز این مذاکرات در بغداد مسکوت ماند. در اینکه مذاکرات دوم می توانست در مذاکرات اول تاثیری جدی بگذارد شک و تردیدی وجود ندارد. و این نگرانی باقی می ماند که به نتیجه رسیدن مذاکره بین اعضای دائم شورای امنیت شاید به دلیل بی نتیجه ماندن مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در میان گرد و خاکی بود که دو طرف بپا کردند. بزودی سیر رویداد ها واقعیت های پنهان نگاه داشته شده را روشن خواهد کرد. آیا آتش رودررویی باز زبانه می کشد

بازتاب

این سایت بازتاب هم سایت خیلی جالبی یه و یه چیزهایی گاهی توش گیر می یاد که جای دیگه ای یافتنش ناممکنه. مثلا به این خبرش توجه کنید
در پي انتشار انتقادات گسترده در جامعه درباره تصميم هيأت دولت، مبني بر جلو نكشيدن ساعت، يكي از وزراي اقتصادي دولت با دفاع از اين تصميم گفت: تثبيت ساعت با كار كارشناسي در كميسيون اقتصادي دولت، انجام شده و در اين تصميم، دو قشر عمده جامعه؛ يعني روستاييان و دانش‌آموزان و فرهنگيان مورد توجه قرار گرفته‌اند
حالا می پرسید چه جوری, نه؟ خوب جواب رو هم بگیرید
وزير رفاه و تأمين اجتماعي با بيان اين مطلب در گفت‌وگو با «بازتاب» اظهار داشت: جمعيت بيست ميليوني روستاييان، معمولا فعاليت خود را با طلوع آفتاب آغاز مي‌كنند و با غروب آن پايان مي‌دهند و تغيير ساعت، نقشي در فعاليت روزانه آنان ندارددكتر پرويز كاظمي افزود: از سوي ديگر، با توجه به آن‌كه هجده ميليون از جمعيت كل كشور را دانش‌آموزان و فرهنگيان تشكيل مي‌دهند، به جاي تغيير ساعت كل كشور، ساعت شروع به كار مدارس تغيير پيدا كرد و به اين ترتيب، پيش‌بيني مي‌شود، به طرز ملموسي از بار ترافيكي صبحگاهي در شهرهاي بزرگ كاسته شود
یه کاربر نکته سنجی هم یادآوری کرده که
اقاي وزير گويا فراموش كرده است كه در شش ماه اول سال دانش اموزان فقط 45 روز يابهتر بگويم40 روز به كلاس درس مي روند!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اقشار دیگه هم چون ول معطل هستن با ساعت کاری ندارند. جالبه نه؟ گفتم که

Sunday, March 26, 2006

عراق آماده ی فاجعه ای تازه می شود

کشتار های قومیتی در عراق ادامه دارد. سرمقاله ی امروز نیویورک تایمز به شدت یافتن این جنایت های زنجیره ای اشاره دارد. نوع این جنایت های سازمان یافته حکایت از دامن زدن به کینه ها و نفرت های قومی دارد. یکی از آن ها را از زبان این روزنامه با هم بخوانیم

مهند هادی العزاوی تازه به دانه دادن پرنده ها پایان داده بود که سه فرد مسلح وارد مغازه ی پرنده فروشی اش می شوند. در مقابل جمعیت زیاد یقه او را می گیرند و بیرون می کشند. . یکی از دوستان شیعه اش سعی می کند به کمک او که یکی از معدود سنی های این محله بود بیاید، ولی با کلتی که بر پیشانی اش گذاشته می شود تهدید به مرگ می شود و پا پس می کشد: " می خواهی گلوله ای به مغزت شکلیک کنیم؟" فردای آن روز جسد او کنار یک مرکز تصفیه فاضلاب پیدا می شود. دست و پایش را بسته، بدنش را با دریل سوراخ کرده و با شلیک گلوله کشته اند. تنها از ابتدای این ماه صد ها نفر را به طرق مشابه ربوده، شکنجه کرده و کشته اند

همین گونه جنایات سازمان یافته بود که به جنگ داخلی در یوگوسلاوی سابق انجامید، به بحران قره باغ دامن زد و امروز جنگ داخلی در عراق را هدف قرار داده است

براستی مسبب این اوضاع کیست و چه کسی از آن سود می برد

Saturday, March 25, 2006

گزارش سایت روز از تظاهرات ضد جنگ مونتریال

گزارشي از تظاهرات ضد جنگ مونترآل
با حمله به ايران مخالفيم
ميترا روشن
فروردین ۱۳۸۵
خلاصه
مونترآل - خيلي ها آمده اند. زن و مرد، پيرو جوان، برخي که با وجود سوز و سرماي 10 درجه زير صفر بچه هاي کوچک خود را در کالسکه آورده اند. هرکس توانسته با چوب، مقوا يا کارتون پلاکارد درست کرده و روي آن شعار هاي دلخواهش را نوشته است
مونترآل - خيلي ها آمده اند. زن و مرد، پيرو جوان، برخي که با وجود سوز و سرماي 10 درجه زير صفر بچه هاي کوچک خود را در کالسکه آورده اند. هرکس توانسته با چوب، مقوا يا کارتون پلاکارد درست کرده و روي آن شعار هاي دلخواهش را نوشته استاهداف تظاهرات طبق نوشته اعلاميه به مناسبت روز جهاني مبارزه با جنگ و اشغال غيرقانوني عراق و افغانستان، اعتراض به اتحاد نظامي کانادا و ايالات متحده و محکوم کردن حمله نظامي به ايران است. شعارهاي پلاکاردها هم اينهاست و مخالفت با جهاني شدن بي بند و بار و دفاع از محيط زيست و پيمان کيوتو، که ايالات متحده تا کنون زير بار امضاي آن نرفته و کانادايي ها را حسابي دلخورکرده است. چند پيرمرد مشغول فروختن نشريات سازمانهايشان هستند، گروه هاي نمايش و نوازنده ها سازها و ماسک هاي خود را آماده مي کنند. حدود 10 دخترجوان و زيبا که کلاه هايي به شکل شيطانک هاي کوچک به سر دارند و هر چه شندره و خرده پارچه قرمز گيرشان آمده را به شکل دامن دور خود بسته اند، در ميان جمعيت مي چرخند. درگوشه اي دورتر صف زناني است که به شکل غيرطبيعي بزرگ و سياهپوش هستند و با عکس هاي تعدادي از قربانيان جنگ در دست، آرام ايستاده اند تا خود را براي راهپيمايي بزرگ آماده کنند.
ده ها ماشين پليس اطراف ميدان و خيابان اصلي را اشغال کرده اند. ماموراني که در سکوت خيابان ها را مي ببندند و مراقب هستند تا تظاهرات با نظم و بدون خشونت انجام شود و به پايان برسد. تظاهراتي که نوک کوه يخ جنبش روشنفکري و اعتراضي مردم کاناداست. امروز همه آمده اند تا يکبار ديگر مخالفت خود را با جنگ هايي که دولتشان برخلاف تمايل مردمش در آنها شرکت کرده است را نشان دهند. مخالفت خود را با دنباله روي دولت هايشان از امريکا بيان کنند. بگويند که ديگر نميخواهند حياط خلوت همسايه جنوبي خود باشند، نميخواهند لقب برادر کوچکتر و گوش به فرمان بگيرند... و اين تظاهرات البته براي دولت هم نبايد خوشايند باشد. وقتي هزاران رشته اقتصادي و هزاران کيلومتر مرز جغرافيايي و پيمانهاي مشترک نظامي و اقتصادي آنها را به ايالات متحده پيوند ميزند، وقتي از 10 مرکز توليد سلاح هاي کشتار جمعي در کانادا، 7 مرکز آن فقط در جزيره مونترال است
ساعت 1 ظهر جمعيت که هر دقيقه به تعدادش افزوده ميشود مانند رودخانه اي رنگارنگ در امتداد خيابان اصلي شهر براه ميافتد. راه پيمايي که حدود 2 ساعت طول ميکشد و به مردم اين فرصت را ميدهد که در حين راه رفتن با يکديگر گفتگو کنند و آشنا شوند
جاي خالي مهاجران
از مهاجران خبر چنداني نيست. از آنجا که اين تظاهرات يک حرکت اعتراضي و کاملا سياسي است آيا از ترس اينکه يک وقت خداي ناکرده با پليس يا اداره مهاجرت مشکل پيدا نکنند نيامده اند؟ آيا با اين جنگ ها موافقند، يا اصلا موضوع برايشان بي تفاوت است؟ يا شايد هم فقط به اين دليل ساده نيامده اند که نمي دانستند. اطلاع رساني کميته برگزار کننده، فقط از طريق انيترنت و نامه به آدرس هاي اعضا و اعلاميه هاي دستي انجام شده بود و مهاجران که معمولا در حاشيه جامعه سياسي و فرهنگي کشور زندگي مي کنند به موقع اطلاع پيدا نکرده اند. به هرحال امروز بيشترين تعداد شرکت کنندگان از کبکي هاي فرانسه زبان و انگليسي زبانان و اکثرا دانشگاهي هستند. روي پلاکاردهايشان نوشته شده: "عمليات آزاد سازي ، بهانه اي براي اشغال کشورها! به جنگ و ترور پايان دهيد! حمله نظامي به ايران را متوقف کنيد!..." درصد کمي نيز از مليت هاي ديگر هستند. امريکاي جنوبي و اسپانوفون ها که جنبش هاي آزاديخواهانه و عدالت جويانه در ميانشان فراوان است. عرب زبانان مسلمان و عمدتا فلسطيني، تعداد کمي سياهپوست، چند تايي چيني يا خاور دور و بالاخره حدود 20 تا 25 نفر ايراني آمده اند که اکثرا افراد عادي هستند. از سلطنت طلب ها و مجاهدين که در انتخابات از آقاي بوش حمايت کردند البته کسي نيامده است. از گروههاي سياسي ايراني در مونترال فقط چپ ها آمده اند و از رسانه هاي ايراني تنها راديو چکاوک است. از چند تا پلاکاردي که در دست دارند حاوي نام سازمان هاست و چند تا شعار مثل آزادي و دمکراسي براي ايران، جنگ نابود کننده محيط زيست، نه به احمدي نژاد، نه به بوش، اشاعه فرهنگ صلح، و کارگران جهان متحد شويد! در عوض در دست کانادايي ها جا به جا تابلوي "حمله نظامي به ايران را متوقف کنيد" به چشم مي خورد! درحالي که همه مي گويند که ايران هدف بعدي حمله امريکاست، ولي گويي ايراني ها هنوز باور نمي کنند. معلوم نيست آقاي بوش به فارسي چه پيامي داده که ما فهميده ايم و اين خارجي ها نفهميده اند و اين قدر نگران هستند!
آقاي کاظمي که جزو افراد نادر ايراني است که مطلع شده و آمده است مي گويد: "من به چند نفر که تماس داشتم خبر فراخوان و تظاهرات را دادم. اکثرا گفتند اين حرفها بيخود است و امريکا به ايران حمله نمي کند! تازه اگر هم برفرض محال چنين باشد ايراني ها خودشان مي گويند که عيبي ندارد و بهرحال رفتن ما بي معني است! راستش خود من هم که امروز آمده ام اميدي ندارم، اين شعارها شدني نيست. نه امريکا نيروهايش را از عراق و افغانستان بيرون ميکشد و نه ميگذارند صلح شود. "
ولي ساندرا، خانم يهودي عراقي و مقيم امريکا مطمئن است که آمدنش موثر است. او در حالي که پلاکارد شعاري به حمايت از صلح در فلسطين و عراق را در دست دارد مي گويد: من امروز در واقع براي دفاع از حقوق همه مردم آمده ام. ما براي همه زنان، مردان، مسلمانان، يهوديان، مسحيان صلح و آزادي ميخواهيم. تا در کنار يکديگر و در آرامش زندگي کنيم و بچه هايمان را بزرگ کنيم. اين جنگ ها توهين به انسانيت است. هيچکس جز شرکت هاي نفتي و اسلحه سازي، جنگ را دوست ندارد. سياست مداراني هم که بر طبل جنگ ميزنند معلوم است که با آنها منافع مشترک دارند.
فرزندانمان قرار نبود قاتل شوند!
از خانواده سربازهاي کانادايي در عراق و افغانستان، چند نفر از مادران، نامزدها و همسرانشان آمده اند. مادر يک سرباز کانادايي که پسرش در عراق است مي گويد: "من ميخواهم بدانم که آيا پسران ما قرار بود براي کشورشان خدمت کنند يا قاتل و شکنجه گر شوند؟ آنها اگر شانس بياورند و زنده بمانند، پس از بازگشت با ياد آوري آنچه ديده يا کرده اند، معتاد و رواني ميشوند و خودکشي مي کنند. به خاطر منافع خودشان فرزندان ما را به جنگ مي فرستند. سپس به پلاکاردش اشاره ميکند که روي آن با ماژيک سياه نوشته شده: "جان فرزندان ما بيشتر از نفت و گاز خاورميانه ارزش دارد."
ليليان امريکايي هم که با دوستانش، چند دختر و پسر مکزيکي و امريکايي، به تظاهرات آمده اند ميگويد: گروه ما مخالف جنگ و طرفدار صلح، آزادي و عدالت است و اعتقاد دارد که اين جنگ ها علاوه براينکه به شهرت ما لطمه ميزند و برخلاف منافع مردم امريکا هم هست. براي مثال خود من! نامزدم که براي سربازي به عراق رفته بود يک سال است ارتش را ول کرده و با يک دختر عراقي ازدواج کرده است. شنيدم که ريش گذاشته و دشدشه ميپوشد! او تنها نيست و چند نفر ديگر از نظامي ها هم اين کار را کرده اند. نيروهاي ما بايد هرچه زودتر از خاورميانه خارج شوند!"
جمعيت تظاهر کننده همچنان به دنبال تريلي که روي آن آمپلي فايرها موسيقي پخش ميکنند روان است. عکاسها به هر طرف ميدوند و از هرجا که مي توانند بالا مي روند تا عکس هاي دست اول بگيرند. پليسي که بي سيم بدست در حاشيه خيابان ايستاده در جواب سوال خبرنگاري به رقم 500 تا 1000 نفر شرکت کننده اشاره مي کند ولي با يک نگاه مي شود فهميد که جمعيت چندين برابر اين رقم است. آقاي جعفر خدير، فعال سياسي و اجتماعي، تعداد شرکت کنندگان را بين 5 تا 6 هزار نفر مي داند: " کافي است از بالا به جمعيت نگاه کنيد، يک مربع آن را بگيريد و يک ضلعش را بشمريد و با تعيين مساحت آن و تخمين اينکه کل جمعيت به اندازه چند مربع شماست، عدد فرضي نزديک به واقعي را پيدا کنيد."
جمعيت در حال راه رفتن لحظه اي از گفتگو وا نمي ماند. باب، استاد دانشگاه و فعال اجتماعي براي گروه کوچکي که در کنارش راه ميروند، نفس نفس زنان توضيح مي دهد: "وقتي نگاه مي کنيم مي بينيم هردوي اين جنگ ها با پروپاگانداي کاخ سفيد و توسط وسايل ارتباط جمعي تحت نفوذشان آغاز شد. تبليغاتي که سعي داشت پشت چهره هرمسلمان، يک تروريست نشان دهد و موفق هم شد. حالا اين موج به اروپا سرايت کرده است و نمود آن را نشريات اروپايي و بخصوص در ماجراي کاريکاتورها مي بينيم."
زني عراقي آدرس يک سايت اينترنت را براي کمک به دانش آموختگان عراقي توزيع ميکند و از مردم خواهش ميکند که به آنجا مراجعه و امضا کنند به يکي از دردناک ترين عوارض اشغال کشورش اشاره مي کند: "بدترين ضربه آنها به فرهنگ و تمدن ما بود. موزه هاي عراق همان هفته اول اشغال توسط نيروهاي اشغالگر غارت شد و هم اکنون اشياء آن بازار حراجهاي غرب را داغ کرده است. عراق سيستم آموزشي پيشرفته اي داشت. پس از يک هفته بمباران شهرها با بمب هاي ناپالم بيش از نيمي مدارس و دانشگاهها ويران شدند. از زمان اشغال تا کنون، بيش از 500،15 نفر استاد و دانشجو به اتهام مشارکت با حزب بعث نام دستگير و به قتل رسيده اند! اين تازه رقم رسمي است که به تاييد دولت امريکا رسيده است! طبق آمار نشريه بهداشت از ابتداي جنگ تاکنون 98 هزار و 500 نفر مردم عادي در عراق به قتل رسيده اند. ماهانه 3 تا 4 هزار نفر کشته ميشوند." و ناگهان از خشم و عجز به گريه ميافتد: "شما را به خدا به ما کمک کنيد. به نام آزاد سازي کشورمان را ويرانه ..."کردند
مردي کانادايي که مشغول توزيع اعلاميه است توضيح مي دهد: "ما امروز شاهد هستيم که اشغال عراق امنيت جهان را بيشتر که نکرده هيچ، دائما دارد باعث مرگ و مير جوانان مي شود. ارزش هاي انساني که کانادا به آن افتخار ميکرد با دنباله روي در جنگهاي احمقانه آقاي بوش مورد ترديد قرار گرفته است. دولت بوش متهم است که در حمله تروريستي به عراق اشتباه کرده است. خيلي از کساني که در ابتدا از حمله به افغانستان و عراق حمايت ميکردند الان پشيمان هستند ولي تاييد ميکنند که ديگر نميتوانند کاري کنند و نيروهايمان مجبورند آنجا بمانند. براي همين ما اکنون بايد سعي کنيم دولت ما نتواند با بوش و بلر متحد شود و به ايران حمله کنند. امريکا تا کنون دو جنگ غيرقانوني به راه انداخته است.عدالت واقعي يعني اينکه مسئولان شماره 10 خيابان داونينيگ لندن و کاخ سفيد واشنگتن در يک دادگاه عادلانه و به اتهام جنايت عليه بشريت محاکمه شوند. ما کانادايي ها که خود را متمدن و معتقد به رعايت حقوق بشر ميدانيم نبايد بگذاريم دنيا به سمت بربريت برود. کانادا بايد سردمدار جنبش صلح جهان باشد نه ضلع سوم مثلث شيطاني که تا کنون با امريکا و انگليس داشته است. ما هزاران سوال در مورد واژه احمقانه و ساختگي جنگ برعليه تروريسم داريم. از همه ميخواهيم روي اين موضوعات فکر و گفتگو کنند. از همه کاميونيتي ها، اعضاي سنديکاها، از همه شاخه هاي جامعه کانادا هم درخواست کرده ايم تا به جنبش صلح ما بپيوندند، تا در راهپيمايي سال آينده تعداد بيشتري شرکت کنيم. اين هم آدرس ماست:www.acp-cpa.ca www.stopwar.ca
سکوت خبري
دو ساعت پاياني گردهمايي به سخنراني هاي کوتاه نمايندگان گروههاي مختلف اختصاص دارد و ساز و رقص دخترهاي سرخپوش که مانند نوازنده هاي جوامع اوليه بشري با چوب هاي کوچک بر طبل ها و سنج هاي خود ميکوبند و بالا و پايين ميپرند و همه را با خود به رقص واميدارند. ساعت 5 عصر است که تظاهرات تمام ميشود. حالا ديگر هوا چنان سرد شده که حتي باطري ضبط صوت ها و دوربين ها از کار افتاده است. همه خسته و راضي با تکان هاي دست و سر با هم خداحافظي ميکنند و به خوبي و خوشي روانه خانه هايشان ميشوند. شب در ميان کانالهاي گوناگون، تنها تلويزيون سراسري کاناداست که رسالت خبري ش را فراموش نميکند و درحد يک دقيقه خبر تظاهرات را با نماهايي از دور [تاهيچ چشم مسلحي قادر به خواندن پلاکاردها نباشد؟] اعلام مي کند: "امروز به مناسبت سالگرد جنگ امريکا با عراق، گروهي از مردم طرفدار صلح در سراسر کانادا تظاهرات کردند..." بلافاصله خبر تظاهرات مشابه در داخل ايالات متحده پخش مي شود. اکثر نشريات کانادا يک شنبه تعطيل هستند و روزنامه هاي دوشنبه هيچ اشاره اي به تظاهرات چندين هزار نفري دو روز قبل ندارند. انگار دستي ناديدني به همه فرمان سکوت داده است: "هيس! خواهش مي کنيم! رسانه هاي عزيز لطفا موقعيت خطير ما را در نظر داشته باشيد و خودتان محترمانه اين اخبار را ناديده بگيريد! ما چون به دمکراسي و آزادي بيان اعتقاد داريم نميتوانيم مردم را ساکت کنيم! اين وظيفه شما صاحبان رسانه هاست که مواظب باشيد تا اين غول بي شاخ و دمي که زيرپايمان زندگي ميکند خبردار نشود که در کنار گوشش چه مي گذرد! فعلا سرش گرم است و دارد اطراف چاههاي نفت خاورميانه دنبال دشمنان فرضي مي گردد! شرط عقل نيست که او را متوجه خود کنيم. شايد بعدها...وقتي ديگراني نباشند که بجاي ما اعتراض کنند و حرفهاي دل ما را بزنند مجبور شويم صدايمان درآيد. ولي فعلا بگذاريم زنگوله را کسان ديگري پاي گربه ببندند، ما هم فکر منافع ملي خودمان باشيم!"
همه کساني که نتوانستند در تظاهرات شرکت کنند ولي با آن موافق بودند مي توانند به آدرس سايت اينترنتي کميته برگزاري اين تظاهرات مراجعه کرده و حمايت خود را ابراز کنند

Friday, March 24, 2006

تظاهرات صلح در تورنتو

عکس های تظاهرات صلح در تورنتو که وعده داده بودم را در این آدرس ببینید

جمهوری بلوروس

امروز حتما خبر ها در مورد بلوروس و انتخابات انجام گرفته را خوانده یا شنیده اید. بوش مدت هاس جمهوری بلوروس را هم در لیست کشور هایی قرار داده که رویشان خودکار قرمز کشیده شده است. آمریکا و اتحادیه ی اروپا( که امروز دیگر برخلاف پیشبینی های بسیاری که انتظار یک جهان چند قطبی را می کشیدند، کمتر برخورد مستقلی از آن دیده می شود) انتخابات انجام شده را مخدوش اعلام کرده اند و تصمیم به اعمال تحریم علیه آن کشور گرفته اند. بی بی سی می نویسد
در پی بازداشت مخالفان دولت بلاروس در تظاهراتی عليه انتخاب مجدد الکساندر لوکاشنکو به مقام رياست جمهوری، اتحاديه اروپا و آمريکا در صدد اعمال تحريم عليه اين کشور بر آمده اند. ايالات متحده آمريکا نيز قصد دارد علاوه بر تحريم اقتصادی اين کشور، محدوديت هايی نيز برای سفر تعدادی از اعضای کابينه بلاروس به آمريکا در نظر گيرد
يکی از سخنگويان کاخ سفيد گفت که اعمال محدوديت سفر و همچنين محدودیت مالی در مورد برخی ( به این "تعدادی" و "برخی" دقت کرده اید که!؟) از مقامات بلاروس از جمله اين تحريم خواهد بود
جالب آنکه نه مصوبه شورای امنیتی این بار مطرح است و نه انرژی هسته ای. این بار خطری که آمریکا و متحدینش را تهدید می کند نبود دمکراسی در این کشور است
همانطور که می بینید امپراطوری آمریکا از توان نظامی - امنیتی بلامنازعش به مستی جنون آمیزی دچار است و در تمامیت بخشیدن به مرزهای اعمال زور و قدرتش در جهان دچار هیچ تردیدی نیست

امکان مداخله ی نظامی

Wednesday, March 22, 2006

تا آرزو

آرزو

تا افق
در دوراهه ي تاريخي اش محو شود
شب
ماه را به فراموشي دريا
فرو ريخت . . .

اي غربت تاريك!
در بستر كدام نيزار
در كورسوي كدام شهاب فرو ريخته
مرغان مهاجرت را پناه خواهي داد
تا با چتر گشودن صبح
پر بگشايند و
نقطه أي سپيد بر پايان راه بگذارند؟

مذاکره

با مطرح شدن بحث مذاکره با آمریکا که کسی نمی داند کی و کجا برگزار خواهد شد، و عدم برگزاری نشست رسمی شورای امنیت به علت عدم توافق برخی از اعضا با پیش نویس ارائه شده توسط انگیلس و فرانسه وقفه ای در سیر پر شتاب به سوی بحران ایجاد شده است که می تواند مورد بهره برداری صلح طلبان قرار گیرد. اگر چه بیش و پیش از آن ها مورد بهره برداری سران نظام برای دامن زدن به رودررویی های خودنمایانه قرارگرفته است. جدا از شریعتمداری ها که هرگونه مذاکره با آمریکا را گذشتن از خط قرمز نظام( که گویا آنان تعیین می کنند نه رهبر نظام) و خیانت به این آب و خاک قلمداد کرده اند، برخی از نیروهای اپوزیسیون هم تصور می کنند مذاکره و سازش با آمریکا می تواند پیامد های ناهنجاری برای کشور داشته باشد و به شدت نگران آنند. آمریکا بارها با صدام حسین هم مذاکره و سازش کرد و در نهایت هم پروژه ی تجاوز به عراق لحظه ای از دستور کار بوش و متحدانش خارج نشد. به نظر من نقشه های جنگ طلبانه ی آمریکا و رودررویی گرایان در جمهوری اسلامی را باید سیاست هایی استراتژیک قلمداد کرد که اگرچه تند و کند می شود از حرکت باز نمی ایستد. باید از این کند شدن ها بهره برد و مردم را با واقعیت ها آشنا ساخت. باید نشان دهیم مجتمع های بسیار عظیمی کسب و کاری جز جنگ ندارند و آنچه آن ها تولید می کنند مرگ و خشونت است. باید روشن کنیم آن ها امروز دولت آمریکا را در اختیار دارند و به همین دلیل خطر جنگ خطری دائمی ست و باید در مقابل آن صف متحدی از نیروهای صلحدوست بر پا ساخت

Saturday, March 18, 2006

برای همه ی دوستان سالی پر از صلح و آزادی آرزو می کنم. پر از شوق و کار و شادمانی

تظاهرات علیه جنگ در تورنتو

همین الان با پایان تظاهرات علیه جنگ در تورنتو به خانه برگشتیم. پرشور و فوق العاده بود. سخنرانی ها، شعارها و آنهمه پلاکارد ها همه یکصدا فضای رنگین صلح را در قلبم نقش کرده اند. چند هزار نفری بیشتری نبودیم، ولی از همه ی اقوام، سرخ و سفید و سیاه، درست به رنگ کشور عراق که قربانی تجاوزی بزرگ شده است. هیچ خشونتی نبود و در نهایت دمکراسی همه نظراتشان را مطرح می کردند. عکس های زیادی گرفته ام که سعی می کنم چند تایی از آن ها را در یک آلبوم گرد آوری کنم. براستی جای همه تان خالی

Friday, March 17, 2006

صلح

فردا 18 مارس

فردا 18 مارس بعنوان روز جهانی مبارزه با جنگ اعلام شده و در اغلب شهر های بزرگ جهان راهپیمایی هایی صورت خواهد گرفت. در شهر تورنتو نیز مراسمی در برابر سفارت آمریکا در ساعت 1 بعد از ظهر برگزار خواهد شد. من مجموعه سایت ها و روزنامه های ایرانیان خارج از کشور را گشتم و از بی اعتنایی بسیاری از آن ها به این رویداد جهانی متاثر شدم. همچنین اینجا و آنجا خبر ها و دعوت هایی را نیز مشاهده کردم و در دلم شعله امیدی ای زبانه کشید. روزنامه ی شهروند که پر از اعلامیها و بیانیه های بسیار کم اهمیت است، کوچکترین بازتابی از این امر نداشت و عدم وجود هر خبری در این زمینه در تنها سایت "صلح" فارسی زبان دلم را رجاند. باید با تلاش بیشتری فرهنگ صلح را در میان نیروهای سیاسی کشور تقویت کرد. صلح یکی از خواست های ابدی بشریت مانند آزادی و عدالت است و باید به خواست سیاسی همه ی نیروهای مترقی فراروید

خونسار

خورشید رنگ می بازد و
پرده خونین تر از گل سرخ
سینه اش را می پوشاند

تاب تحمل جنایتی تازه را ندارم
پلک بر هم می گذارم و زانو می زنم
دشت تا نهایت معنایش ادامه دارد و
چشمه انگار آبی هزار سال

چشم باز می کنم
شیشه های پنجره گر می گیرند
و گونه ها خیس خیس می سوزند

مذاکره

نیویورک تایمز امروز سرمقاله ای در مورد مذاکرات مستقیم آمریکا با جمهوری اسلامی دارد. در این مقاله تاکید شدیدی از نمایندگان هر دو طرف به محدود بودن مذاکرات به درگیری های فرقه ای در عراق به چشم می خورد. نکته ی جالبی که در مقاله به آن اشاره شده این است که مورد چندانی برای مذاکره با جمهوری اسلامی در عراق وجود ندارد. در واقع، گروه های شیعه ای که جمهوری اسلامی بر آن ها نفوذ دارد مشکل آمریکا نیستند و گروهایی که آمریکا قادر به کنترل آن ها نیست را تنها می توان در میان سنی هایی یافت که جمهوری اسلامی را یکی از مسببین مسائل خود می دانند و حاضر به همکاری ای در این زمینه نیستند. پس مذاکرات بر سر چه چیز جز بحران های اخیر می تواند باشد که چنین با تاکید پنهان نگاه داشته می شود؟

Thursday, March 16, 2006

شعر

... من خواب تاتاران وحشی دیده ام امشب
در مرزهای خونی مهتاب
بر بام این سیلاب
-شفیعی کدکنی
اطاق اندیشه راه اندازی شد به لینکش مراجعه کنید و بخوانید

آرزوی صلح


علی تجویدی هم رفت. امسال سال بدرود گویی بسیاری از بزرگان فرهنگی ما بود. روزنامه شرق در صفحه اولش یاد او را با عکسی بزرگ گرامی داشته و با یادآوری عظمت کار او در خلق 100 آهنگ و قطعه ی موسیقی که بسیاری از آن ها به ترانه هایی محبوب تبدیل شده اند، می نویسد
آرزوى صلح يكى از آخرين آثارى است كه تجويدى آهنگش را ساخت و شعرش را هم خودش گفت، اما هيچ وقت نتوانست ضبطش كند
براستی چرا ما باید از داشتن این "آرزوی صلح" محروم باشیم

Wednesday, March 15, 2006

افق

رطب خورده منع رطب کی کند

حتما امروز نطق آتشین صدام حسین دیکتاتور سابق عراق را در جریان دادگاهش شنیده اید( بی بی سی آن را بطور خلاصه بازتاب داده است). او مردم را به مقاومت در مقابل اشغالگران فرا می خواند و از موضع رئیس کشور دادگاه را مضحک و خنده دار می نامد. رئیس دادگاه هم برای جلوگیری از نطق های آتشینش مجبور می شود دادگاه را غیر علنی اعلام کند. اگر به دیگر گزارش های رسانه ها در زمینه ی روانشناسی مردم عراق در هفته های اخیر مراجعه کنیم، چنین به نظر می رسد که در عراق امروز بخش مهمی از مردم قضاوت سابق را در مورد این دیکتاتور جنایتکار ندارند و فکر می کنند دوران صدام به هر حال از وضعیت فعلی بهتر بوده است. براستی چرا؟ واقعیت این است که جانیان جهانی بلایی بر سر مردم عراق آورده اند که نه تنها با آرزو های مردم فاصله ی شگفت انگیزی دارد، بلکه مردم تصورش را هم نمی کردند. ضرب المثل بسیار عمیق و طنزآمیزیی می گوید: صد رحمت به کفن دزد اولی. وقتی کشوری اشغال شود و اشغالگران رئیس دولت آن کشور را دستگیر و در دادگاهی تحت کنترل خود محاکمه کنند، و در حالی که دستشان به خون مردم عراق آلوده است برای خود وجاهتی هم در این زمینه قائل باشند، طبیعتا کار به همین جا می کشد. رطب خورده نمی تواند منع رطب خوردن بنماید و اگر کرد دیگران حتی جنایتکاری چون صدام هم می تواند بخود اجازه دهد گستاخانه عمل او را مضحک بنمامد

Tuesday, March 14, 2006

چشم انداز

تاریخ پر از درس های ارزنده است

دو واقعه ی همزمان و بسیار دور از یکدیگر در دو سوی کره ی خاکی ما دو روی یک سکه را نشان می دهند و آن واژ ه ای است به نام مردم. یکی مراسم تدفین اجباری و دولتی شهدای جنگ تحمیلی در دانشگاه ها و مقاومت دانشجویان در برابر آن و دیگری مخالفت حاکمان بلگراد با انتقال جنازه ی میلوشویچ رئیس جمهور سابق آن کشور که در زندان دادگاه لاهه به طرز مشکوکی جانسپرده به شهر زادگاهش که تمام کلیساهای آن با شمع آراسته شده و آماده ی برگزاری مراسمی در حد یک قهرمان تاریخی برای اوست. تاریخ پر از درس های ارزنده است

اجساد هشتاد و پنج عراقی

nvخبرگزاری ها گزارش می دهند که تنها ظرف مدت بیست و چهار ساعت گذشته اجساد هشتاد و پنج عراقی در کوچه و بازار کشف شده است و این نشان دارد که علیرغم موافقت اکثر گروه های سیاسی عراقی برای کنترل خشونت ها و گذشت زمان اوضاع همچنان وخیم و وخیم تر می شود. امروز از آمریکا گرفته تا احزاب و گروه های عراقی و حتی سران جمهوری اسلامی همه تاکید کرده اند که توطئه ای برای تجزیه ی عراق در دست است و یکدیگر را به شرکت در این توطئه محکوم کرده اند. دیگر نکته مبهمی نیست که طرح تجزیه ی عراق به جریان افتاده است. برای اینکه ببینیم چه مجموعه ای از مسائل به این گونه تجزیه ها منجر می شود، کافی ست به سیر رویداد ها در تجزیه ی یوگسلاوی و تجزیه ی آذربایجان به مناطق آذری و ارمنی توجه کنیم. هدف اینگونه کشتارهای سازمان یافته که در هر دو کشور یوگوسلاوی و آذربایجان با تجاوز و غارت نیز همراه بود، ناامن کردن مناطق برای اقوام اقلیت و کوچ دادن اجباری آن هاست تا مرز های به هم ریخته ی قومی باز سازی شود و راه برای مرحله ی بعد که تفکیک آن هاست باز شود

Sunday, March 12, 2006

اطاق اندیشه

به پیشنهاد دوستمان برای ادامه ی بحث در حال مهیا شدن است

بدون شرح


اسلوبودان میلوشویچ پیش از مرگ گفته بود داروی اشتباه به وی داده شده اسلوبودان میلوشویچ، رئیس جمهوری پیشین
یوگوسلاوی سابق، یک روز قبل از مرگ، در روز جمعه، طی نامه ای که به روسیه فرستاده بود نوشته که داروی اشتباه به وی داده شده است. وکیل مدافع این متهم به جنایت علیه بشریت، امروز در دادگاه عالی سازمان ملل در لاهه، نسخه دست نویس این نامه را به خبرنگاران نشان داد. در نامه مذکور، آقای میلوشویچ همچنین از سرگی لاورف، وزیر امور خارجه روسیه تقاضای کمک کرده است. وکیل مدافع از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کرد. روز گذشته وکیل مدافع اسلوبودان میلوشویچ اظهار داشت که موکلش معتقد بوده درصدد مسموم کردن وی برآمده اند. روسیه، متحد نزدیک یوگوسلاوی سابق به شمار می آمد و هم اکنون همسر و برادر آقای میلوشویچ در این کشور به سر می برند
منبع: رادیو فردا

صلح و نه جنگ

و اما نظرات آن دوست عزیز

اولا، نظرات ارائه شده حاوی بخش هایی ست که من با آن ها کاملا موافقم
باید واقعیت های جهان معاصر را بپذیریم- چه با آن موافق باشیم و چه نباشیم
در درگیری بین جمهوری اسلامی و آمریکا نمی توان جانب هیچ کدام را داشت چون هیچکدام جانب مردم را رعایت نکرده اند
در عالم سیاست برای رسیدن به خواست ها و آرزوها باید توانمندی ها و تعادل قوا را در نظر گرفت
عدم ارزیابی صحیح از قدرت های جهانی و ساز و کار عملکرد آن ها موجب پیامدهایی برای جامعه ما در دهه های اخیر شده است- البته فراموش نکنیم که دوران گذار جهان از دو قطبی به یک قطبی را گذرانده ایم
اما نکته ای را که قابل بحث دیده ام نتیجه ای ست که از این مقدمات و استدلال ها ارائه شده است، مبنی بر اینکه
ما باید دایره انتقادات و اعتراضات (روشنگرانه ی) خود را به جمهوری اسلامی تقلیل دهیم یا در بهترین حالت بر آن متمرکز سازیم
و مقابله با هیولای آمریکا و سیاست های آن در شرایط فعلی اتلاف انرژی ست
ابتدا شاید بهتر باشد یک نکته را توضیح دهم
همانطور که در نوشته های قبلی خود در وبلاگ توضیح داده ام، قصد نداشته ام در این وبلاگ کار یک جریان سیاسی را بکنم. کار سیاسی کار فردی نیست. من با اینکه برای جریانات سیاسی و فعالین سیاسی بسیار احترام و ارزش قائلم، ترجیح می دهم انرژی خود را، در شرایط فعلی و در این وبلاگ، صرف برخی روشنگری ها یا کار فرهنگی در زمینه های سیاسی بنمایم. در کار سیاست – این را می فهمم- بحث استراتژی و تاکتیک با توجه به تعادل قوا و توانمندی های پیشبرد برنامه بسیار مهم است و گاه یک نیروی سیاسی( که در جامعه ی ما شامل شخصیت های سیاسی هم می شود) صلاح را در آن می بیند که دامنه ی کار محدود گردد تا بشود از پس وظایف پیش روی برآمد
سئوال پیش می آید که پس در شرایط فعلی نیروهای سیاسی باید چه سیاستی را در پیش بگیرند؟ من در این زمینه صلاحیت اظهار نظر ندارم که بگویم کار این یک درست است و کار آن یک اشتباه. اما می توانم درک کنم که انرژی سیاسی مخالفین در جمهوری اسلامی عموما به سمت بهره برداری از وضعیت فعلی برای نجات یافتن از شر جمهوری اسلامی متمایل شده و می شود. بعید به نظر می رسد جز حزب الله کسی در جنگ با آمریکا شرکت نماید. یا حداقل- اگر نخواهیم مطلق اندیش باشیم- دایره ی شرکت کنندگان غیر حزب اللهی در صف نیروهای مقابل آمریکا بسیار محدود خواهد بود. اما متاسفانه ماجرای عراق نشان می دهد که برخلاف تصور رایج، قرار نیست با سرنگونی حاکمان محلی کار یکسره شود و صلح و امنیتی به جامعه بازگردد. آیامی توان ادعا کرد که هم اکنون وضعیت مردم در عراق بهتر از جمهوری اسلامی ست؟ آیا می توان مطمئن بود که آینده ی وحشتناک تری پیش رو نیست؟
همانطور که در نوشته های قبلی ام توضیج داده ام، اگر در دایره تحلیل های دهه هفتاد باقی بمانیم و درگیری آمریکا با جمهوری اسلامی را درگیری دو کشور مختلفی قلمداد کنیم که تضاد هایی در منافع دارند، به بیراهه خواهیم رفت. عصر جهانی سازی سازو کار دیگری دارد که من مطالب بسیاری را در این زمینه ترجمه کرده و یا نوشته ام
بحث جهانی سازی، آمریکایی سازی، رابطه ی جنگ و صلح و جهانی سازی را من سال ها پیش از این بحران شروع کرده ام و بدان پرداخته ام و این بحث همچنان مفتوح است. از دیدگاه اینجانب سیاست های نظامی گرایانه اخیر جهانی سازان شرکتی که امروز دولت آمریکا را هم خریده اند و در ید قدرت دارند، نه با جمهوری اسلامی آغاز شده و نه به آن پایان می گیرد. می توان از هم اکنون قربانیان آینده را در لیست اعلام شده دید، و سناریو هایی را زیر نظر گرفت که آنان را به مسلخ خواهد کشید- بگذریم از اینکه این قربانیان از میان کسانی انتخاب شده و می شوند که خود پرونده قطوری از مردم ستیزی را در زیر بغل داشته اند. آنچه من در مطالب اخیر به آن بیشتر پرداخته ام یافتن مصداق ها برای نشان دادن این روند جهانی بوده است
و آخر آنکه، پذیرش واقعیت ها تنها به پذیرش روند جهانی سازی و حاکمان جهان خلاصه نمی شود. این روند ضد مردمی که امروز همچون ضحاک خون آشام در اساطیر ما هستی اش وابسته به خون قربانبایان جنگی اش شده است، آلترناتیوی را در درون خود پرورانده است. مخالفین جهانی سازی شرکتی اکنون تا حد یک جنبش جهانی فراروییده اند. این جنبش نیز روی دیگر واقعیتی است که نمی توان نادیده گرفت. من تصور می کنم درک صحیح تری از جنبش صلح در سطح ملی و هم راستا با این جنبش جهانی چیزی ست که بیش از پیش به آن نیاز داریم و این نیروی جهانی تنها قدرتی ست که در صورت رشد، توان بازداری جنگ طلبان و دگرگونی جهان را در بلند مدت دارد. امروز شعار دنیای دیگری می توان ساخت در قلب بسیاری از مردم جهان نشسته و بتدریج بارور می شود
اگر اینجا یا آنجا نوشته هایم بوی موضعگیری از طرفی را داده باشد، مخالف هدف من بوده است

Saturday, March 11, 2006

آفتابی مه آلود

فعلا

دوست عزیز و گرامیم وبلاگ ما را از تک نگاری و تک جهتی رهایی بخشید و آن را براستی پر بار کرد. همه ی نکات قابل طرح یکجا ارئه شده و من به باز کردن نقطه نظرات خود در آن موارد خواهم پرداخت. ولی چون تازه از فیلمبرداری برگشته ام و ذهنم بیشتر پر از تصویر است تا مفاهیم سیاسی و از آنجا که پرداختن به نظرات صاحب نظری که عمر پرباری را در کار سیاست گذرانده و می داند چه می گوید، دقت نظر بیشتری هم می طلبد، فعلا برایتان یک تصویر آپ لود می کنم تا بعد. امروز اولین روزی ست که از وبلاگ خودم راضی هستم. شما چی

Friday, March 10, 2006

خطر نزیک است

متاسفانه ما ایرونی ها یه اخلاقی داریم که ظلم های خیلی خیلی بزرگ رو یه واقعیت فرض می کنیم و بعد شروع می کنیم به خرده گیری از بقیه ظالم های کوچک و بزرگ. برای مثال گزارش های قتل های زنجیره ای زنان خودفروش در مشهد را که چند سال پیش بحثش داغ بود در نظر بگیرید. اگه یادتون بیاد خیلی ها می گفتن بابا اگه یا رو به شوهرش خیانت نکرده بود و خودفروشی نمی کرد و ساعت 10 شب تو جاده ولو نبود که این بلا سرش نمیومد.راست هم می گن. می دونین من اصلا این ها رو درک نمی کنم. نمی دانم چرا اینکه یکی مشغول جنایت های بزرگ تری ست نظر آن ها را جلب نمی کند. در مورد عراق و تجاوز نظامی آمریکا هم خیلی ها همین را می گفتن و هنوز می گویند و دلیل حمله ی ددمنشانه ی آمریکا را جنایت های غیر قابل تصور صدام می دانند. امروز یکی از دوستان موضعگیری طنز نویس معاصر کشورمان در ابتدای طنز نویسی هایش را برایم فرستاده که از همین نقیصه برخوردار است. به آن توجه کنید
e.nabavi@roozonline.com

بالاخره الفنون کارش را کرد. به نظر من همه چیز به طبیعی ترین شکل خودش اتفاق افتاده است. اجلاس شورای حکام پرونده ی ایران را به شورای امنیت فرستاد. جلسه ی شورای امنیت روز سه شنبه آینده تشکیل می شود. اروپا نیز از این تصمیم حمایت کرد. این بود خلاصه ی اهم اخبار. از یک طرف وحشت زده ام و از طرف دیگر نمی دانم چه بگویم. از اینکه کشور دارد به طرف نابودی مطلق پیش می رود باید خوشحال باشیم؟ یا باید ناراحت باشیم ازاینکه وضعیتی پیش آمده که معلوم بود پیش می آید. آیا باید خوشحال باشیم که آمریکا بالاخره حکومت قلدر ایران را نابود می کند و در کنار این حکومت قلدر بخش وسیعی از آدم های بیگناه و بخش وسیعی از سرمایه های کشور نابود می شود. یا باید غمگین باشیم که چرا آمریکا، اروپا و بقیه ی جهان رودرروی ما ایستادند و حالا قصد جنگ با ما را دارند؟ آیا این نتیجه ی عمل خود ما نیست؟ از نظر من ایران وارد جنگ شده است
تمام تلاش من در نوشتن این وبلاگ همین یک نکته بود که ریشه های جنگ های اخیر آمریکا و متحدینش را بشکافم و نشان دهم بحث از یک جنایت زنجیره ایست که از یوگسلاوی شروع شد، به افغانستان و عراق کشیده شد و اکنون ایران را تهدید می کند. کامنت ها و نامه های اخیری که دریافت کردم. نشان از آن دارد که برخی از خوانندگانم به چنین امری متقاعد نشده اند. باید بیشتر فکر کنم که چه می توان کرد

هدف چیست


قبلا هم نوشتم که در یک تقسیم کار، برخی شرکت های رسانه ای جهانی کوشش دارند اینطور الغا کنند که در مقابل جمهوری اسلامی خطری وجود ندارد. از دست شورای امنیت هم کاری ساخته نیست و جمهوری اسلامی به کارش ادامه می دهد. این مقالات و تفسیر ها بلافاصله در سایت ها و نشریات فارسی زبان انعکاس می یابد و تاثیر خود را می گذارد. هدف کاهش حساسیت ها نسبت به خطر جنگ است. این تاکتیک مخرب عینا در جنگ عراق مورد استفاده قرار گرفته است.
روندی که اکونوميست برای ادامه ماجرای اتمی ايران در شورای امنيت پيش بينی کرده اين است که ابتدا، رئيس شورای امنيت بيانيه ای صادر کند و ايران را به دليل آنچه سرپيچی از تعهداتش می داند بازخواست کند. آن گونه که اين هفته نامه پيش بينی کرده، يکی دو ماه بعد قطعنامه ای در شورای امنيت صادر می شود که برای ايران ضرب الاجلی جهت عمل کردن به خواسته های آژانس بين المللی انرژی اتمی در نظر می گيرد.به نوشته اکونوميست، آمريکا و متحدان اروپايی اش در شورای امنيت خواهان اينند که اين قطعنامه بر مبنای بند هفتم منشور ملل متحد تنظيم شود و توقف غنی سازی اورانيوم و همکاری با بازرسان آژانس را برای ايران لازم الاجرا کند اما روسيه و چين به عنوان دو عضو دائم و دارای حق وتو در شورای امنيت با چنين لحنی نسبت به ايران موافق نيستند.اما اگر ايران همچنان بر موضع خود پافشاری کند چه؟پاسخ اکونوميست به اين پرسش با استناد به منابع ديپلماتيک اين است که در قطعنامه های بعدی شورای امنيت عليه ايران، روند تدريجی تحريم در نظر گرفته خواهد شد اما به گونه ای که تحريم، حکومت اين کشور را هدف قرار دهد نه مردم ايران را. اين هفته نامه در پايان می نويسد اگرچه همه طرفهای درگير در مسئله هسته ای ايران اصرار دارند که باب مذاکرات گشوده بماند، ايران هيچ نشانه ای از اينکه بخواهد اسباب و وسائل اتمی اش را کنار بگذارد و از اين باب بگذرد بروز نمی دهد
منبع بی بی سی

Thursday, March 09, 2006

قضاوت

یکی از خوانندگان وبلاگ نظری را زیر آخرین نوشته ام گذاشته که قابل توجه است. از او تشکر می کنم که نسبت به نوشته ام نظرخود را آن هم در کمال صراحت داده است. گویا این روزها کسی حوصله ی این کار ها را ندارد. در طی این مدت تعداد کامنت هایم رو به کاهش بوده است. ایشان متذکر شده که گویا نوشته های من جانبدارانه بوده است و در آن سهم تعیین کننده ی جمهوری اسلامی در بحران پیش آمده نادیده انگاشته شده است. تمام کوشش من در این وبلاگ نویسی ها دقیقا توضیح همین بوده که چرا ریشه ی جنگ را نه در رفتارها و ماهیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی، بلکه ساز و کار اقتصادی مجتمع های نظامی و پروژه ی جهانی سازی به رهبری آمریکا می دانم. ایشان می تواند با نظر من موافق باشد و یا نباشد، ولی متاسفانه تنها قضاوت خود را نوشته و نه تحلیلی که ایشان را به این نقطه رسانده است. کاش مطلب مفصل تری بنویسند و به نوشته ها و دلایل اینجانب هم نظری داشته باشند

Wednesday, March 08, 2006

افق

گلویم می سوزد
و سرفه امان حوصله ام را بریده است
به سختی حرف می زنم
با این همه سکوت
فریادها از سینه ام آنسوتر که نمی روند

می ترسم پلک برهم بگذارم
افق خاکستری ست
از آسمان قیری سیاه می چکد
و در آبی ژرف آب ها
خونی تیره نشت کرده است
کرکس ها نوک هاشان را بر سنگ تیز می کنند
و کلاغ ها انگار که بچه هایشان را گم کرده اند
گلویم می سوزد و سرفه امان حوصله ام را بریده است

حیرت آور است ولی متاسفانه واقعیت دارد

برای اینکه بدانید چقدر حضرات از تحلیل رویدادها عاجزند به نوشته ی روزنامه ی کیهان ارگان غیر رسمی دولت احمدی نژاد ذیل تیتر اصلی اش نگاهی بیندازید. کیهان از گزارش های روزنامه ها و رسانه های آمریکایی استفاده کرده که بگوید هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد
تايم تصريح كرد: در نظر اول بن بست ايجاد شده در مورد برنامه هسته اي ايران بيشتر شبيه به يك بحران است اما با وجود تمام صحبتها هيچ كدام از طرفين حاضر به رويارويي جدي با يكديگر نيستند.اين هفته نامه نوشت: آمريكا مي گويد مدرك جديدي درباره تسليحاتي بودن برنامه هسته اي ايران رو خواهد كرد و ايران نيز تهديد مي كند كه در صورت ارجاع پرونده تهران به شوراي امنيت، غني سازي را در مقياس صنعتي آغاز مي كند. بنابراين گزارش، با توجه به اينكه هيچ يك از بازيگران اصلي اين مناقشه ميلي به تشديد تنش ها ندارند، انتظار نمي رود در اين دوره از نشست آژانس هيچ تصميم جدي در مورد پرونده هسته اي ايران اتخاذ شود. هفته نامه آمريكايي تايم اضافه مي كند: «كشورهاي چين و روسيه نيز به خاطر منافع اقتصاد ملي خود شديداً با اعمال هر گونه تحريم اقتصادي عليه ايران مخالف هستند و حتي آمريكا نيز هنوز مشخص نكرده در صورت ارجاع پرونده ايران به اين شورا خواستار چه اقدامي خواهد شد.» تايم مي نويسد: هر چند هنوز توافقي ميان تهران و مسكو حاصل نشده و تهران همچنان تأكيد مي كند حق غني سازي اورانيوم به ميزان اندك را براي تحقيقات هسته اي در خاك خود حفظ خواهد كرد، ولي واقعيت اين است كه تمام طرف هاي مربوطه حتي با كند شدن چرخ هاي ديپلماسي همچنان به مذاكرات خود ادامه مي دهند و اين امر نشان مي دهد كه دو طرف در نهايت راه حلي براي خروج از اين بن بست پيدا خواهند كرد
همین امروز بود که نوشتم خاک در چشم دولتمردان ما می پاشند، نه. و اکنون اثر آن را می بینیم. دیگر دولتمردان جمهوری اسلامی نیز حتی پس از ارجاع اتوماتیک پرونده به شورای امنیت با توجه به مصوبه قبلی و پایان فرصت به جمهوری اسلامی، از عدم ارجاع پرونده به شورا یاد کرده اند. حیرت آور است ولی متاسفانه واقعیت دارد

نیویورک تایمز

روزنامه نیویورک تایمز امروز سرمقاله ای دارد شاید برای برخی باورنکردنی. این روزنامه خبر می دهد که مقرر شده در سفارت خانه های آمریکا در سراسر جهان، تیم عملیاتی ویژه ای از طرف وزارت دفاع مستقر شود که وظیفه ی آن ها شناسایی، تعقیب و نابودی تروریست هاست. این روزنامه می نویسد که سازمان سیا به این اقدام اعتراض کرده، زیرا این کار را در حیطه ی اختیارات خود می داند. این ها نشانه ی فرایندی ست که به آن آمریکایی سازی سرنوشت جهان- آمریکنیزیشن- می گویند. از دید گردانندگان این پروژه، در عصر جهانی سازی، حاکمیت های ملی تا حد استانداری های یک حکومت جهانی تقلیل درجه پیدا می کنند. اینکه آن ها در کشورهای اروپایی مورد انتقاد اند که زندان های مخفی دارند شاید باعث شده با قلدری تمام کار را علنی کنند. عرف های معمول جهان و برای نمونه عدم دخالت در امور داخلی دیگران گویا برای این دوران آن ها مشروعیتی ندارد

امروز هیچ اولویتی بالا تر از صلح نیست


مرحله ی اول کشمکش آمریکا و جمهوری اسلامی را می توان از هم اکنون پایان یافته تلقی کرد. پرونده ی جمهوری اسلامی
ایران روی میز شورای امنیتی قرار دارد که از هم اکنون پیش نویس قطعنامه اش تهیه شده و مورد رایزنی قرار گرفته است. خبرگزاری های جهانی بسیار سعی می کنند وانمود شود که کار به آهستگی پیش خواهد رفت و گزینه های نظامی فعلا مطرح نیست. بی بی سی بویژه در این زمینه مشغول خاک پاشیدن در چشم مردم ماست. واقعیت اما گویای آن است که فرایند رودررویی سرعت می گیرد و راه برای عقب نشینی های جمهوری اسلامی بسته باقی می ماند. تحرکات نظامی آغاز شده و پنتاگون آگهی استخدام معلم برای آموزش زبان فارسی پخش کرده است. متاسفانه هرچه انزوای جمهوری اسلامی شدت می گیرد، روحیه ی های استشهادی شدت می یابد. هم اکنون سایت یاهو بخش هایی از بیانیه جمهوری اسلامی در شورای حکام مبنی بر مقابله به مثل با حملات آمریکا راجدا کرده و با تیتر ایران آمریکا را تهدید به آسیب های دردناک کرده، در صفحه اخبار خود گنجانده است. کافی ست شرایط را با دوران حمله به عراق مقایسه کنیم تا دریابیم دیپلماسی سران جمهوری اسلامی در مقایسه با دیکتاتور عراق تا چه حد مخرب و ناموفق بوده است. صدام حد اقل موفق شد همگرایی اروپا، روسیه و چین را با آمریکا را مانع شود. در آن زمان هم همین حرف ها زده شد، اما شرکت های جهانی راهبر جنگ نه تنها آسیبی ندیدند، بلکه به برکت جنگ هرچه فربه تر شدند و آسیب های دردناک تنها متوجه مردم زحمتکش عراق و جهان شد. امروز بالاترین خواست مردم ما صلح است. قرار دادن هر گونه اولویتی فرا تر از آن هرچند هم که مقدس انگاشته شود، آسیبی دردناک به منافع ملی مردم ماست. این کار اگر سرکشیدنش جام زهر دیگری هم باشد باید شهامت آن را داشت

Tuesday, March 07, 2006

ما جنگ نمی خواهیم

شورای حکام امروز در باره ی پرونده ی هسته ای جمهوری اسلامی تصمیم گیری می کند. از همان آغاز اجلاس آمریکا با سخنان تند نمایندگانش نشان داد که آن ها خواهان رویارویی هستند و فرصت موجود برای بهره برداری از سیاست های نابخردانه دولت احمدی نژاد و پشتیبانانش را از دست نخواهد داد. ماجرای مذاکره با روس ها در این زمینه بسیار غم انگیز است. وقتی امروزخواندم که لاروف وزیر خارجه روسیه هرگونه پیشنهادی به ایران برای عقب نشینی محدود را تکذیب کرده است و ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به شورای امنیت را گوشزد می کند، وقتی بدو وادو های بی نتیجه ی لاریجانی و تیمش و گزاف گویی های احمدی نژاد را کنار هم می گذارم، و وقتی تلاش های بسیار کمرنگ صلحجویان را در مقابل آن ارزیابی می کنم، بدنم می لرزد. افراطیون راست انتقام شکست های خود را از مردم خواهند گرفت. شکست صلح، شکست آزادی ست. من این بسیار مردمی را که سکوت کرده اند، درک نمی کنم و دلم برای خودم و مردممان می سوزد. چرا فریاد نمی زنیم ما جنگ نمی خواهیم؟ چرا

هفدهم اسفند- هشت مارس - روز جهانی زن به همه ی شما مبارک باد

Monday, March 06, 2006

دلتنگی

امروز رفتیم قدم زدن. هوا خیلی خوب بود. البته تا ما کارامون رو بکنیم و راه بیفتیم هفت هشت درجه اومد پائین و بفهمی نفهمی افتضاح شد. خلاصه یه کم که راه رفتیم، سرما زده مون و مجبور شدیم بریم توی یک مال و بشینیم تماشای مردم. مدتی که ساکت نشستیم و کمی که گرم شدیم. دلمان گرفت. می دونین آدم، کالا، خرید و فروش و . . . زرق و برق های دروغین . . . اونم توی یه غربت غریب خیلی دلتنگی آوره

میان بیم و امید


اظهار نظر های مقامات مختلف جمهوری اسلامی حاکی از آن است که عقب نشینی از برخی مواضع قبلی از جمله تولید سوخت هسته ای در کوتاه مدت مورد پذیرش آن ها قرار گرفته، اگرچه به هیچ توافقنامه مشخص و معینی نرسیده باشند. آنچه امروز دوباره با همان زبان جایگزین خواست های قبلی شده حق برخورداری از تحقیقات هسته ای است. اینکه جمهوری اسلامی تلاش کند پرستیژ خود را حفظ کند و نگوید که در این زمینه عقب نشینی کرده را می توان داراری اهمیت چندانی دانست یا ندانست، اما این امید بوجود می آید که این عقب نشینی ها از سوی آژانس اتمی سازمان ملل قابل اتکا تشخیص داده شود و راه ارجاع پرونده به شورای امنیت به درخواست آمریکا بسته گردد، و فرصتی برای نهادینه کردن آن مورد تصویب قرار گیرد. کاهش بحران در این زمینه در آن صورت به نفع نیروهای صلحدوست خواهد بود و می تواند باعث گردد فضا برای تمرکز تلاش های آزیخواهانه در کنار مبارزه برای صلح مهیاتر شود. اکنون همه چیز در دست تصمیم دیگران است و روزهای آینده سرنوشت ساز خواهند بود و بیم و امیدهای ما را رقم خواهند زد

Saturday, March 04, 2006

دست ها از ایران کوتاه

همزمان با آماده شدن شهرهای جهان برای برگزاری راهپیمایی جهانی علیه جنگ در روز 18 مارس برابر با 27 اسفند، " نغمه ی "دست ها از ایران کوتاه" به آسمان بر می خیزد. به دنبال تصویب این راهپیمایی جهانی در مجمع اجتماعی جهان در کارارکاس و کنفرانس صلح لندن و همزمان با سالروز تجاوز نظامی آمریکا به عراق تدارک وسیعی برای این تظاهرات دیده شده و می شود. لندن در اولین راهپیمایی جهانی علیه جنگ شاهد حضور دو ملیون نفر در تظاهرات 15 فوریه بود. تورنتو نیز امسال شاهد برگزاری تظاهرات علیه جنگ خواهد بود و کمیته ی برگزاری تظاهرات اجلاس های خود را بدین منظور اعلام کرده است. متاسفانه با اینکه خطر جنگ اینبار ما ایرانیان را تهدید می کند، طرح بمباران های طولانی مدت علیه ایران در پنتاگون و دولت آمریکا آماده شده است و وجود دولت احمدی نژاد در ایران با سیاست های به شدت مخرب رودررویی طلبانه اش که از حمایت راست های سنتی و افراطی برخوردار است کار را برای مردم صلحجوی ما بیش از پیش دشوار ساخته، هنوز هیچ تلاش جدی ای در این زمینه را در روزنامه ها و سایت های فارسی زبان نمی بینیم. باید تا دیر نشده دست بکار شد. بیائید با شرکت در تظاهرات ضد جنگ در هر کجا که امکانش هست به این جنبش جهانی بپیوندیم.


محافظه کارهای کانادایی


با روی کار آمدن محافظه کارها، طرح های نومحافظه کارانه ی جنگ سالاران جهانی نیز برای پیوستن کانادا به اتحادیه مرگ آفرین بوش براه افتاده است. دیروز کشته شدن سرباز های کانادایی که در عملیات تروریستی در افغانستان به "شهادت" رسیده و زخمی شده اند, خبرگزاری های مختلف این کشور را فرا گرفت و مارش های عزاداری خبر از برجسته کردن آن برای بررسی واکنش مردم می داد. نکند بازی هایی که بوش در آمریکا براه انداخت و بر بستر آن، تمهیدات امنیتی لازم را به تصویب رساند، موجی ازاحساسات شوینیستی بپا کرد و به کمک آن صدها میلیارد دلار از بودجه های رفاهی مردم را راهی شرکت های نظامی- امنیتی کرد، در اینجا هم تکرار شود. باید مراقب بود، وقایعی در شرف تکوین می تواند باشد

شکست مذاکرات یعنی گامی به سوی پیروزی جنگ

در طی هفته ی اخیر شاهد مسافرت های پی در پی هیئت های ایرانی به ژاپن، روسیه و اروپا بودیم تا ضمن آخرین مذاکرات بسیار مهم و تعیین کننده به توافقی دست یافته و جلوی تصمیم گیری شورای امنیت در ارجاع قطعی پرونده ی هسته ای ایران سد شود. در طی این مدت دو دیدگاه در عرصه ی سیاسی ایران کما فی السابق مطرح شده است. عده ای این تکاپو ها و رودررویی ها را جنگی زرگری دانسته و بخش هایی از گزارش های خبرگزاری ها را که نشانگر احتمال حصول توافقاتی بود، برجسته می کردند. گروه دیگر نگران سرنوشت این مذاکرات، ضمن گوشزد کردن خطرات بازی با سرنوشت مردم ایران، بی نتیجگی ماهوی این شیوه ی برخورد را بازتاب داده اند
پایان همه ی این اقدامات را می توان در مصاحبه لاریجانی نماینده ی شماره یک مذاکرات دید. او می گوید
اگر در مسير مذاكرات افرادي نخواهند از مذاكره استقبال كنند اين "ما " نيستيم زيرا ما هميشه گفته‌‏ايم حقوق خود را خيلي شفاف عرضه و از مذاكره استقبال مي‌‏كنيم. فکر نمی کنم بتوان معنای دیگری جز شکست مذاکرات از این اظهارات دریافت کرد. او در مورد طرح روسیه نیز می گوید
براي اينكه طرح روسيه، مجال رشد پيدا كند ابتدا بايد بسترهاي آن فراهم شود. و بعید می دانم ایشان نداند وقتی برای بستر سازی یا به معنای روشن تر وقت خریدن باقی نمانده است. او آخرین برگ خود را نیز رو می کند و ضمن موافقت با مذاکره ی مستقیم با آمریکا، اگرچه آن را نظر رسمی دولت نمی داند، می گوید
آمريكا در مسائل عراق و مشكلاتي كه خود باعث آن بوده‌‏اند و به آن گرفتار هستند نياز دارند كه با ايران مذاكره داشته باشند. و این احتیاجی به تفسیر هم ندارد
سئوال اینجاست که هدف آقایان از این مذاکرات چه بوده و چرا شکست خورده است
وانمود کردن به مذاکره ولی با هدف به شکست کشیدن آن
تلاش برای رسیدن به توافق ولی عدم نتیجه گیری به علت پافشاری هایی غیر منطقی بر خواست ها
عدم درک شرایط بین المللی و خام شدن بوسیله ی برخی مشاوران
واقعیت آن است که برای هریک از این پاسخ ها فاکت های بسیار زیادی وجود دارد و شاید حقیقت ترکیبی از همه ی این ها باشد. اما این هر چه باشد نتیجه اش یکی ست و آن این که وارد فاز خطرناک تری شده ایم. و گامی به سوی فاجعه برداشته ایم. مردم منطقه امروز درک روشن تری از اهداف آمریکا دارند. تظاهرات وسیع علیه بوش در هند و پاکستان نشانگر آن بود که کسی گول وعده های دروغین آمریکا و متحدینش بویژه انگلیس را نمی خورد. اما کیست که نداند هنوز قدرت عمل مردم بسیار کم تر از آن است که بتواند آن ها را از پیشگیری راهشان باز دارد. ما به جنبشی عظیم برای صلح نیاز داریم و بزرگترین ضربه ای که از ناحیه گردانندگان امور به مردم ما زده شده و می شود، عدم وجود آزادی و دمکراسی برای سازماندهی و پیشبرد آن است. می رود که تاوان سنگینی بپردازیم. تاوانی که تاریخ معاصر کشور ما نظیر آن را سراغ نداشته است

Thursday, March 02, 2006

یک گزارش و یک تحلیل



من هم برای دسترسی به اخبار بروز شده، ناچارا، سایت بی بی سی فارسی را می خوانم و از آنجا که سالهاست با فرهنگ سیاسی آشنا هستم، گاه از ترفند های بسیار حساب شده ی این سایت برای دروغ پراکنی شگفت زده می شوم. چندین بار تصمیم گرفتم چیزی در باره ی آن بنویسم و نشد و به تعویق افتاد. امروز یکی از آن تحلیل های آنچنانی را یافتم و می خواهم نکاتی را پیرامون آن بنویسم. اصل گزارش را ابتدا بخوانید

گزارش بی بی
شوروی سابق 'مسئول تیراندازی به پاپ اعظم
پاپ ژان پل دوم در یک اتومبیل روباز هدف گلوله قرار گرفت
يک کميسيون پارلمان ايتاليا نتيجه گرفته است که رهبران شوروی سابق در سال ۱۹۸۱ در توطئه قتل پاپ ژان پل دوم دست داشته اندپائولو گازانتی، رئيس اين کميسيون گفت که "در باره اين که رهبران شوروی سابق دستور تيراندازی را صادر کردند هيچ شک و ترديد منطقی وجود ندارد"
در سيزدهم ماه مه ۱۹۸۱، محمد علی آقجا، تبعه ترکيه که اکنون ۴۸ سال دارد، پاپ را در ميدان سن پيتر واتيکان چهار بار هدف گلوله قرار داد
آقجا هيچگاه انگيزه خود از تيراندازی به پاپ را فاش نکرد و اين مساله چون معمائی باقی مانده است
سالهاست که ارتباط احتمالی آقجا با ماموران مخفی بلغارستان و، از طريق آنان، با "کا گ ب"، سازمان اطلاعات و امنيت شوروی سابق، موضوع بحث و گفتگو است.
ارتباط با نهضت همبستگی
کميسيون گزارش نهائی خود را پنجشنبه دوم مارس در اختيار خبرنگاران گذاشت
بر اساس اين گزارش "به اعتقاد کميسيون، بدون هيچ شک و ترديد منطقی، رهبران اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی قصد داشتند پاپ را از ميان بردارند"
آقجا چهار بار از میان جمعیت به پاپ ژان پل دوم شلیک کرد
در ادامه گزارش گفته شده: "رهبران شوروی اين تصميم را به سازمان اطلاعات ارتش سرخ ابلاغ کردند تا عمليات لازم به مرحله اجرا درآيد"
به گفته اين کميسيون، شوروی سابق از حمايت پاپ از جنبش آزاديخواهی همبستگی در لهستان احساس خطر می کردپاپ ژان پل دوم از شهروندان لهستان و نام اصلی او کارول وويتيوا بود
همچنين اين کميسيون با اشاره به تصاوير موجود می گويد يکی از مظنونان بلغاری اين حادثه که به همراه پنج نفر ديگر در سال ۱۹۸۶ از اتهام شرکت در ترور پاپ تبرئه شد، هنگام تيراندازی در ميدان سن پيتر حضور داشته است
اين یافته ها را کميسيون حقيقت ياب مسئول بررسی اسناد محرمانه دوران جنگ سرد عرضه کرده است. اسناد محرمانه جنگ سرد توسط واسیلی ميتروخين از بايگان های سابق کا گ ب که در سال ۱۹۹۲ به بريتانيا پناهنده شد، فاش شده است
محمد علی آقجا نزديک به ۲۰ سال در ايتاليا زندانی بود و در حاضر به خاطر قتل يک خبرنگار در ترکيه زندانی است
سئوال: سند تازه رو شده چیست؟ پاسخ بی بی سی: اسناد محرمانه جنگ سرد توسط واسیلی ميتروخين از بايگان های سابق کا گ ب که در سال ۱۹۹۲ به بريتانيا پناهنده شد، فاش شده است
یعنی هیچ سند تازه ای از آرشیو کاملا به یغما رفته ی اتجاد شوروی که به گفته ی همین بی بی سی آقای یلتسین در بست آن را در اختیار به اصطلاح دانشگاه آکسفورد قرار داده به دست نیامده، بلکه افشاگری های واسیلی میتروخین که در سال 1992 به بریتانیا پناهنده شده سیزده سال طول کشیده تا به پارلمان ایتالیا و از آن طریق به دست بی بی سی برسد. مضحک است، نه؟ ولی واقعیت آن است که
مگر چند نفر به خاطر می آورند خود بی بی سی از اولین شایعه پراکنان این مسئله بود
مگر چند نفر می دانند ده ها تریلی اسناد آرشیو کامل دولت اتحاد شوروی سابق به انگلیس حمل شده است و بی بی سی خودش آن خبر را هم شخصا داده است
مگر چند نفر می دانند توطئه ای برای غیر قانونی کردن احزاب کمونیست و در پی آن دیگر احزاب ترقی خواه جهان در دست اجراست و جهانی سازان تاب تحمل آزدی های محدود لیبرالی را هم ندارند و به خیال خود در پی تشکیل یک دیکتاتوری جهانی اند و مگر چند نفر می دانند اینگونه "عملیات روانی" برای چیست؟ باید قبول کنیم بسیار اندک
پس می شود در روز روشن دروغ گفت و با نثری دقیق آن را در ذهن خوانندگان نشاند و از بی آبرو شدن هم نترسید، چرا که رسانه های مخالف، مستقل و ترقی خواه آنقدر بوسیله ی دیگر همکاران امنیتی سرکوب شده اند که صدای مخالفی از آن ها شنیده نشو
د
اینها همه به قول معروف قسم حضرت عباس بود اما به این لغت منطقی که قرمزش کرده ام دقت کنید. این دم خروس است و این یعنی که آقایان هر چه سعی کرده اند چیزی نتوانسته اند سر هم کنند و لذا برسم بعضی قاضی القضات ها " استنباط" کرده اند

Wednesday, March 01, 2006

گاندی : سیاست چشم در برابر چشم دنیا را کور خواهد کرد


اولین تظاهرات ضد جنگ علیه ایران در دهلی بوقوع پیوست. با حضور بوش در هندوستان تظاهرات عظیم علیه جنگ طلبی های سردمداران آمریکا شهرهای هندوستان را فرا گرفته و قرار است در هر شهری که او در آن پا می گذارد با شعار های ضد جنگ از او استقبال شود. در این تظاهرات برای اولین بار شعارهایی بر ضد جنگ برنامه ریزی شده علیه ایران سرداده شد. تظاهرات دهلی را باید اولین تظاهرات ضد "جنگ علیه ایران" قلمداد نمود. کمونیست ها امروز را روز راهپیمایی سراسری در هند اعلام کرده و مردم را دعوت به حضور در خیابان ها کرده اند. یکی از پوستر های تهیه شده برای تظاهرات امروز را در اینجا می بینید