Tuesday, February 28, 2006

قطار

حسی عجیب فاجعه را اعلام می کند
انگار مرگ همیشه
آمدنش را پیشاپیش خبر می دهد

از پنجره هیچ چیز پیدا نیست
شب تصویر مبهم شهر را
در موج ساحل نامعلوم غرق کرده است

لیوان های به جا مانده
در زیر نور سقف
اعتیاد عمیقی را تکرار می کنند
به خود می گویی
" در ایستگاه مقصد -
با اینهمه سرما سخت می چسبد"

روزنامه را ورق می زنم
اما روزنامه همان رادیو است
رادیو همان تلویزیون
و تلویزیون همان تبلیغ
امروز بیلبورد های خیابانی فرمان می دهند
نوبت کیست
می دانی
یک لحظه هم خاموش نمی شوند
خفه می شوی و خاموش نمی شوند

چشم هایم را می بندم
جایی نیست که در خیال خیره شوی

پیشانی ات از اینهمه دروغ داغ است و
با این همه سرما اما
باز قهوه ای که در دو دست بگیری و
نا خودآگاه با نامش
احساس غرور کنی، سخت می چسبد

Monday, February 27, 2006

ایرانیان


مهاجرت پدیده ی تشدید یافته ای در دوران جهانی شدن است و چنانکه می دانیم میلیون ها تن از هموطنان ما نیز به دلایل مختلف در خارج از مرزهای کشور زندگی می کنند. جوامع ایرانی خارج از کشور دلبستگی فراوانی به سرزمین مادریشان داشته و همواره تلاش کرده اند از فرهنگ غنی ایرانی خود پاسداری کنند. با گسترش ارتباطات در اثر فناوری دیجیتال، امروزه بسیاری از ایرانیان وقایع زندگی در ایران را دنبال می کنند و بر آن تاثیر می گذارند، چرا که وقایع کشور نیز تاثیر عظیمی بر سرنوشت آن ها دارد. اینکه به ایرانیان با چه نگاه و نگرشی در کشور میزبان برخورد شود وابستگی بسیاری به عملکرد ها در کشور مان دارد. اما متاسفانه آن ها هرگاه که قرار است به رای گیری دعوت شوند عزیز می شوند و هرگاه دیگرانی بر خر مقصود سوار شدند خوار. به نظر من هر گونه سیاستی که به سرنوشت آنان آسیب بزند و زندگی صلح آمیز آنان را با بحران مواجه کند یک سیاست ضد ملی ست

پرواز

دیروز بازم رفتیم فیلم برداری. باید از هواپیمایی که عملیات آکروباتیک انجام می داد از زمین و هوا روی منطقه ی آبشار نیاگارا فیلمبرداری می کردیم. هوا 20 درجه زیر صفر بود ولی آفتابی و زیبا. هواپیمایی که عملیات آکروباتیک را انجام می داد به یه زن و شوهر تعلق داشت که با اون آموزش خلبانی می دادند. هواپیمایی که از داخل آن فیلمبرداری می کردیم هم داستان جالبی داشت. سازنده ی اون هواپیما که در محل حضور داشت توضیح داد که این هواپیما را توی آپارتمانش با پولی که از کار پس انداز می کرده اند، در طی مدت شش ماه در طبقه ی پنجم یک ساختمان (بدون اینکه صاحب ساختمان متوجه شود) تکه تکه ساخته، بسته بندی کرده، مخفیانه بیرون آورده و در سایت پرواز سر هم کرده است. وقتی تعریف می کرد آنقدر قشنگ سرش رو تکون می داد و می خندید که دیدنی بود
می دونین تلاش آدما برا زندگی و آرزوهای انسانی شون واقعا خیلی چیز زیبایی یه. آدم دلش می خواد با رویاهای اونا پرواز کنه

Sunday, February 26, 2006

ما جنگ نمی خواهیم

در هفته ی گذشته چهار موضعگیری مختلف به نفع صلح صورت گرفت که از تهاجمی به رودررویی گرایان خبر می دهد. چاپ مصاحبه ی حسن روحانی را که در آن ضمن رو کردن برخی نقایص در پرونده ی هسته ای جمهوری اسلامی، به بررسی دلایل شکست مذاکرات با اروپا پرداخته شده باید نقطه ی عطفی در این میان شناخت. سخنرانی محمد خاتمی در محکوم کردن کشتار یهودیان، و دو مقاله ی حجاریان و تاج زاده در اهمیت صلح و ضرورت بکارگیری آن در مشی سیاسی نیروهای اصلاح طلب را اگر مورد پیگیری قرار گیرد و منقطع نشود، می توان نشانه هایی از یک حرکت تازه شناخت
می توان برای مقابله با جنگ جبهه ی وسیعی را بر انگیخت. مردم صلح طلب ما از هر گونه اقدامی در این زمینه استقبال می کنند و اگر پیگیرانه در این راه فدم گذاشته شود، راه برای مانور های جدی فراهم می گردد. امروز نیرویی را می توان ترقی خواه و اصلاح طلب دانست که قاطعانه اعلام کند: ما جنگ نمی خواهیم. سکوت در مقابل خطر جنگ و یا هر گونه امید بستن به نجات بخش بودن آن برای هر دسته و گروهی با هر توجیهی که باشد اقدامی علیه منافع ملی ست و باید صریحا محکوم گردد. به نظر می رسد در سیاست آب نمک نداشته باشیم. اینکه امروز چیزی نگوئید که برای فردا باقی بمانید، کار درستی نیست، چون باقی نمی مانید. سکوت چنانچه تاکنون نشان داده شده مانع تعرض به نیروهای اصلاح طلب نمی شود. آنچه جناح رقیب را از تعرض باز می دارد تهاجم در جبهه ی جنگ و صلح است. ملت ایران توانایی مهار جنون جنگ طلبی آمریکا و دیگر متحدینش را دارد، باید راه را برای پیشبرد آن باز کرد

Saturday, February 25, 2006

ضیافت



هفته قبل برای فیلم برداری پروژه مون تو کالج رفته بودیم موزه هواپیماهای جنگی همیلتون و از بازی یک کودک 7 ساله با هواپیما ها فیلم گرفتم. یکهو یه چیری توجه منو جلب کرد و اون هم میز و صندلی چیده شده برای پذیرایی بود. گفتم حتما سالروز چیزی بوده و اینا رو برا اون آماده کردن. ولی بعدا متوجه شدم این محل رو برا پذیرایی اجاره می دن و خیلی ها علاقه مندند مهمانی های خود را در این محل برگزار کنند. اون هواپیمایی که می بینین یک هواپیمای بمب افکن قدیمی ست. نمی دونم چقدر بمب بر سر مردم ریخته تا باز نشسته شده
می دونین من از اون روز تا حالا همش تو این فکرم اینا چه جور آدمایی هستن که می تونن جلوی یک هواپیمای مرگ آفرین جشن بپا کنن. تنها کاری که می تونستم بکنم اینه که ازش عکس بگیرم. یه عکس گاهی کار یه کتاب نوشته رو می کنه . من که از اون روز هنوز حالم جا نیومده

Friday, February 24, 2006

دکتر استاینبرگ

امروز رفتیم دکتر خانوادگی مونو ببینیم. دکتر استاینبرگ. خیلی دکتر مسئول و دقیقی یه. او یک یهودیه بزرگ شده ی کاناداست و آدم صلح دوستی یه و به نظر می رسه تعصبی هم نداره. هما براش تعریف می کرد که چقدر از وضع ایران ناراحته و فکر می کنه اگه جنگ بشه چه بلایی سر مردم ما میاد. دکتر استاین برگ می گفت که مریض یهودی زیاد داره که از اسرائیل مهاجرت کردن به اینجا. اون می گفت اسرائیلی های شهر نشین مخالف جنگ اند ولی مرز نشین های روستایی طرفدار جنگ اند. به نظر اون وقتی رئیس جمهور یه کشوری اعلام می کنه یه کشور دیگه باید از روی صفحه زمین پاک بشه، خوب داره اعلان جنگ می کنه دیگه . . .. اسرائیل که خودش با وحشت از بین رفتن و قتل عام شدن زندگی کرده و می کنه و به این مسئله خیلی حساسه، خوب پس چرا این حرف زده می شه؟ ما جوابی نداشتیم بدیم . . . اون می گفت درسته شما ها ممکنه اصلا با جنگ مخالف باشید، اما ملت ها چه بخوان و چه نخوان پاسخگوی عمل رهبراشون هستند، اینو که کاریش نمی شه کرد . . . و به نظر می رسید درست می گه
می دونین با گوشت و پوست درک کردم این گونه رجز خوانی های بی محتوا برا مردم اینور آب چه معنایی داره

عکس ها

عکس ها رو جمع کردم و توی سایت دیگه گذاشتم برای اونایی که حوصله ی خوندن متن ها رو ندارن، یه نگاه بندازید بد نیست عکس ها

Wednesday, February 22, 2006

ای هفت سالگی

ژیان در حال انفجار

دانشکده حقوق دانشگاه تهران این هفته مهمانی داشت که ایدئولوگ سپاه قلمداد می شود. سردار عباسی مشاور عالي رتبه سپاه پاسداران، در سخنرانی خود از جمله می گوید: "ايران و آمريکا دو اتومبيل هستند که با شتاب به طرف يکديگر مي روند و در نهايت در شکم يکديگر رفته و بر خورد مي کنند. اما يک تفاوت و جود دارد و آن اينکه از روبرو يک تريلر ماک با گارد بندي محکم با شتاب مي آيد، اما ما يک ژيان هستيم. ولي در اين ژيان مواد منفجره فراواني کار گذاشته شده است."- روز آنلاین
این نمونه ی آن عملیات استشهادی ای ست که نوشتم. می خواهند کشور را منفجر کنند تا مثلا آمریکا را نابود کنند و نتیجه خودکشی وحشتناکی است که مردم ما تاوان آن را خواهند داد

آوازی در غربت

با این نوای خیال انگیز
از پشت شیشه های یخ زده
سر می کشند و سرشار می شوند

انگشتان ترانه ات
تا بر زمین بنشینند و به خواب روند
دانه های برف را می نوازد و
آرام می کند

مهمترین حق

بسیار می شنویم که بر زیاده خواهی های آمریکا و عدم وجود عدالت در جهان تاکید می شود و بر آن مبنا سیاست های در پیش گرفته شده توجیه می شود. اما باید دانست مهمترین حقی که آمریکا برای خود قائل است، حق براه انداختن جنگ برای سرشکن کردن بحران های اقتصادی اش به کمک اقتصاد نظامی ست. آمریکا وقیحانه برای بازداری از خطرات امنیتی، تجاوز به دیگر کشورها را حق خود می داند و برای آن برنامه ریزی می کند. باید با زمینه سازی برای حفظ صلح و جلوگیری از آتش افروزی ها راه را بر آن بست. هنوز از تجربه ی گزافه گویی های صدام زمان زیادی نگذشته است. او نیز همین راه را رفته بود، اما نیروگاه های هسته اش توسط بمباران های هوایی توسط اسرائیل در هم کوبیده شد. رودررویی با آمریکا در شرایطی که توان مقابله با آن وجود ندارد، پشت لوای هرگونه عدالتخواهی و حق طلبی هم که پنهان شود، در عمل به معنی آن است که زمینه برای حد اکثر منافع و خواست سردمداررانش فراهم گردد. اسم این کار هر چه باشد دفاع از منافع ملی نیست

دفاع از منافع ملی

یکی از بحث های مهمی که در مذاکرات ایران و اروپا کمتر بر آن انگشت گذاشته شده و بطور تلویحی در مصاحبه ی سفیر انگلیس در ایران نیز مشهود بود، آن است که آمریکا و اروپا نه تنها به دلیل خطر هسته ای بلکه به دلایل چندگانه ای با توسعه انرژی هسته ای در ایران مخالفند. این دلایل به قرار زیر است
خطر دستیابی به سلاح های هسته ای توسط جمهوری اسلامی
خطر انتقال تکنولژی هسته ای به دیگر کشورها و به اصطلاح آن ها تروریست ها
جایگزینی نیروگاه های هسته ای در تولید انرژی و در نتیجه کاهش وابستگی به نفت
در دو مورد اول بحث های زیادی مطرح شده و می شود، اما سومین دلیل کمتر مورد موشکافی قرار گرفته، چرا که ویژگی خاصی دارد. آنان از این نگرانند که توسعه ی انرژی هسته ای دست کشورهای تولید کننده را برای بکارگیری سلاح نفت باز بگذارد. امروز مصرف در حال افزایش نفت این کالا را به یک کالای استراتژیک تبدیل کرده است، یطوریکه اگر حتی یکی از کشورهای عمده تولید کننده تولید نفتش را متوقف کند، پیامدهای اقتصادی شوک مانندی را باعث خواهد شد. از آنجا که کشورهای تولید کننده ی نفت خود وابستگی عظیمی به صادرات نفتشان دارند، این امکان از آنان سلب شده که بر تولید محصولاتشان قدرت مانور چندانی داشته باشند. توسعه ی انرژی هسته ای این امکان را به آنان می دهد که از نفت بعنوان یک سلاح استراتژیک استفاده کنند. قدرتمندان حاکم بر جهان تمایل دارند اجازه داده نشود کسی امنیت منافع یک سویه شان را به خطر بیندازد و قطعا برای جلب موافقت دیگران در تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی از این نکته غافل نمی شوند؟ آیا جمهوری اسلامی توان پیشبرد سیاست هایش را در این زمینه دارد؟ یا با گذشتن از به قول صدر اعظم آلمان "خط قرمز" به میدان مین وارد شده است

Tuesday, February 21, 2006

دره رودررویی و جنگ

روزنامه ی شرق در شماره ی 4 شنبه 3 اسفند خود گزارشی دارد تحت نام : بازگشت ديپلمات هاى ايرانى از بروكسل و مسكو. در این گزارش از جمله می خوانیم: " ما به دوستانمان اعلام كرديم كه براى مرحله اساسى از فعاليت هاى هسته اى آماده مذاكره هستيم. در اين باره آمادگى داريم براى عدم انحراف به سوى سلاح هاى هسته اى گفت وگو كنيم. . . . گام اصلى باقى مانده در فعاليت هاى هسته اى ايران غنى سازى در مقياس بالا يا غنى سازى صنعتى است. ما به دوستانمان اعلام كرديم كه براى مرحله اساسى از فعاليت هاى هسته اى آماده مذاكره هستيم. در اين باره آمادگى داريم براى عدم انحراف به سوى سلاح هاى هسته اى گفت وگو كنيم و رژيم كنترل تعريف شده اى را تعيين، تدوين و تعبيه كنيم. . . اعتمادسازى مثل جاده دوطرفه است و دو طرف بايد نسبت به اعتمادسازى گام بردارند و در اين زمينه متاسفم از اينكه اعلام كنم ايران اعتماد لازم را به اروپا ندارد. او در پاسخ به سئوالی در مورد مذاکره ی مستقیم با آمریکا می گوید: با آمريكا مذاكره نمى كنيم
حسينى تاش نماینده ی هیئت مذاکره کننده در روسیه نیز: . . . اين رايزنى ها را دقيق، مثبت و تعيين كننده خواند و گفت: قرار شد بررسى ها و مذاكرات طرفين روى طرح مسكو براساس مبانى و فرمول مشترك همكارى هاى دو كشور ادامه يابد. او درباره محل اجراى طرح روسيه و كيفيت آن گفت: در مورد جزئيات طرح ازجمله محل ايجاد واحد مشترك غنى سازى و نوع مشاركت كارشناسان ايرانى، در مذاكرات مسكو هيچ صحبتى نشده و كليات طرح، جزئى از مذاكرات ما بود. حسينى تاش افزود: در مذاكره با مقامات روس ازجمله دبير شوراى امنيت روسيه قرار شد طرح روسيه در مجموعه اى از مباحث و همكارى هاى سياسى، فنى، اقتصادى مبتنى بر اصل همكارى ها، ديده شودو خلاصه ی کلام را هم دوباره آقای متکی می گوید: . . . هيچ گامى به عقب و به گذشته در برنامه هاى هسته اى مان برداشته نخواهد شد. از اين نقطه فقط به پيشروى خواهيم پرداخت
آیا این صحبت ها شما را یاد مقاله ی معروف کیهان در مورد ماشین بی فرمان در آن خیابان یک طرفه نمی اندازد؟ این پیشروی مردم ما را به دره رودررویی و جنگ نمی ریزد؟ آیا پشتوانه ی قدرت لازم را برای اینگونه با توپ پر حرف زدن دارید؟ یا تاریخ در حال تکرار است

Monday, February 20, 2006

بحثی پیرامون کاریکاتور ها

این مصاحبه را حتما بخوانید

Sunday, February 19, 2006

نقش لابی هسته ای در دولت " بوش"

این مقاله ی ارزشمند مجله چیستا را در آدرس زیر بخوانید

بیانیه ی غیر رسمی

بیانیه ی غیر رسمی سفارت جمهوری اسلامی در پاریس، اظهارات البرادعی و مصاحبه ی اخیر لاریجانی با رادیو فرانسه نشانه ی مثبتی از ادامه ی مذاکرات با اروپا هر چند به شیوه ی دیپلماسی پنهان دارد. لاریجانی در مصاحبه ی اخیرش اعلام کرده که پروتکل الحاقی را بطور مشروط می پذیرند و اگرحق بهره برداری محدودتری از غنی سازی برای جمهوری اسلامی پذیرفته شود آن را برای تصویب به مجلس خواهند برد. اگرچه این عقب نشینی و پیگیری مذاکرات نکته ی مثبتی قلمداد می شود که پس از گرد و خاک های اخیر احمدی نژاد می تواند فضا را برای تصمیم های معقول باز کند ولی گویای واقعیت هایی نیز هست. اولا از صحبت های آقای لاریجانی کاملا روشن است که او رودررویی های اخیر را یک برخورد حقوقی می پندارد و نه توطئه ای برای براه انداختن جنگ از طرف امریکا. و دوم اینکه جمهوری اسلامی در این بازی شطرنج یک حرکت عقب است و درست به دلیل کم سویی چشمان راهبران سیاسی اش شعله های مرگبار آتشی را که در کوره ی چشم انداز آینده ی آن دمیده می شود، نمی بیند. اگر اهمیت جلوگیری از خطر جنگ را درک کنیم و برای آن عزمی ملی داشته باشیم، امکان مانور های بسیار زیادی پیش روی مان باز می شود. دیدن این خطر پیش از کلید خوردن آن امیدی ست که صلح طلبان خون دلش را می خورند

Friday, February 17, 2006

بخوانید و به دیگران توصیه کنید بخوانند

باز هم گام هایی دیگر

چنانکه در خبر ها آمده است بیل تیئرنی، عضو سابق گروه بازرسان سازمان ملل اخیرا گزارشی را به رسانه ها داده است که در آن بر نطق صدام حسین در جلسه ی کابینه ی عراق مبنی بر امکان حمله با سلاح های کشتار جمعی به آمریکا و گزارش آن به دولت آمریکا قبل ازحادثه 11 سپتامبر تا کید می شود. اینکه اینهمه اعضای دستگیر شده ی کابینه صدام تا کنون این را نگفته باشند و دولت بوش هم تاکنون از چنین برگ برنده ای استفاده نکرده باشد، عجیب تر از دروغ به نظر می رسد. شک ندارم که ساختگی بودن این گزارش نیز بزودی رو خواهد شد و مانند دیگر تلاش های بوش برای توجیه حمله به عراق به شکست خواهد انجامید، اما کوشش تازه برای توجیه جنگ عراق می تواند در شرایط فعلی معنای دیگری هم داشته باشد و آن چیزی جز آماده سازی افکار عمومی برای یک جنگ دیگر نیست. در این زمینه، بیانات صدر اعظم آلمان مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی از خط قرمز گذشته بسیار نگران کننده است
در جمهوری اسلامی نیز سه اقدام کارساز نشانه ی تصمیم برای رودررویی ست. اولین آن اعلام لزوم عقب نشینی نیروهای انگلیسی از جنوب عراق است. آیا قرار است متحدین جمهوری اسلامی در عراق پی این حرف را بگیرند؟ دومی مصاحبه روشنگرانه ی جنتی صدر شورای نگهبان مبنی بر لزوم رودررویی بر سر انرژی هسته ای بجای حقوق بشر و حمایت از تروریسم است( کیست که نداند در دو مورد بعدی پرونده ی جمهوری اسلامی بد تر اولی است و در همین اقدامات اخیرش صدها نفر از دراویش نعمت اللهی ای سرکوب و دستگیر می شوند که از صلح طلب ترین فرقه های مذهبی ایران بوده و در طی یک قرن اخیر با هیچ حاکمیتی مسئله ای نداشته اند) و سومی جایز شناختن استفاده از بمب اتمی توسط یکی از مدرسین حوزه علمیه ی قم. اینکه در جمهوری اسلامی صحبت از صلح به بهانه ی لزوم داشتن موضع یکپارچه ممنوع می شود، ولی به اعلام جهاد هسته ای هیچ برخوردی نمی شود، تامل برانگیز می نماید. من از مجموعه رویدادها چنین حس می کنم که بخش بزرگی از حاکمیت جمهوری اسلامی احساس می کند رفتنی ست و باید برای بقایش تا آخرین قره ی خون بجنگد. متاسفانه اینبار عملیات استشهادی ای راهکار قرار می گیرد که طی آن قرار است به جای یک نفر، یک کشور برای صدمه زدن به " دشمن" منفجر شود

Wednesday, February 15, 2006

آزموده را آزمودن خطاست

با جهانی شدن سرنوشت بشریت، این تنها شرکت ها نیستند که جهانی می شوند، و با درنوردیدن مرزها سرنوشت همه را درچنگان حریص خود می گیرند. در این روند مبارزه نیز جهانی می شود، دعوت اتحادیه سندیکاهای کارگری جهان برای برگزاری یک راهپیمایی جهانی در همبستگی با سندیکای رانندگان شرکت واحد بی شک گام بزرگی در این راستاست. امروز دیکتاتوری نیز جهانی ست و نمی توان با دیدگاه محدود ملی به آن نگریست. پشتیبانی از بخشی از دیکتاتوری علیه بخش بزرگ تر دردی را دوا نمی کند. دیکتاتوری حاکم ریشه در روند جهانی سازی شرکتی دارد و دیکتاتورها با عمل خود یکدیگر را صدا می زنند و به صحنه ی عمل می کشند. کیست که نداند پیروزی حماس در فلسطین بیش از هر چیز وامدار افراط گری های آمریکا و اسرائیل است. مقابله با جنگ طلبان آمریکایی جز از طریق مبارزه برای دمکراسی و صلح قابل انجام نیست. برای این منظور ما به جبهه ی مستقل صلح و آزادی نیاز داریم، دفاع از جنگ طلبان تحت هر عنوان به یک نتیجه ختم می شود. این راه هم در صربستان و هم عراق تجربه شده و نتیجه خود را نشان داده است

Tuesday, February 14, 2006

حق طلبی مردم جنگ طلبی نیست

فضای رو در رویی با پشت گرمی حاکمیت جمهوری اسلامی به مراسم عاشورا و بیست و دو بهمن شدت گرفت. جمهوری اسلامی نشان داد که آخرین فرصت هایی را به رسمیت نمی شناسد و با آغاز رسمی فعالیت ها در حضور نمایندگان آزانس و لغو سفر هیئت مذاکرات هسته ای به مسکو خود را آماده کرد وارد مرحله بعدی این ماجرا شود. در آمریکا و غرب نیز مواضع آشکار تر گردید و از هم اکنون برنامه ریزی برای مراحل بعد از تصویب قطعنامه در شورای امنیت به صحنه ی علنی بحث ها کشیده شد. می توان پیشبینی کرد که رودررویی قطعی ست و حملات نظامی به گزینه ی اصلی آمریکا تبدیل می شود. مردم ما چه می اندیشند؟
سیر رویداد ها نشان می دهد که مردم ما نسبت به سرنوشت خود به شدت حساس شده اند. مردم در درجه اول احساس می کنند باید در مقابل جنگ طلبی و زیاده خواهی های آمریکا ایستاد. آنها به حق از اینکه قدرتمندانی در آنسوی جهان برای کشور ما آشکارا تصمیم می گیرند و با تطمیع و تهدید، رای موافق دیگران را می خرند، به شدت عصبانی هستند. بحث ها مجددا در همه اجتماعات از خانه گرفته تا محل کار و غیره دور یک چیز می چرخد: چرا باید حقوق کشورهایی مثل ما زیر پا گذاشته شود؟ چرا آمریکا باید به پدر خوانده ی جهان تبدیل شود؟ وظیفه کشور های اروپایی چیست؟ وظیفه کشورهای غیر متعهد کدام است؟ چرا ما باید این زور را تحمل کنیم؟
یادمان نرفته است که در میان بخش بزرگی از مردم ما هنگامی که آمریکا به عراق حمله کرد چه می گذشت. من در آن زمان مقاله ای نوشتم و نسبت به جنایت آمریکا در حمله به عراق شدیدا اعتراض کردم. یکی از دوستان بسیار عزیزم مقاله را که خوانده بود، به من تلفن زد و بدون اینکه اجازه ی صحبت به من بدهد مرتبا به من توهین می کرد. من هیچگاه از او توهینی نسبت به هیچکس نشنیده بودم. واقعا متاثر شدم و هیچگاه آخرین جمله اش را فراموش نمی کنم که گفت پاشو از اطاقت برو بیرون، یک سری توی خیابان ببین مردم چه می گویند تا دیگر این مزخرفات را به خورد ما ندهی. فردای آنروز با همسرم با تاکسی جایی می رفتیم. با راننده ی تاکسی بحثی در افتاد و ما مخالفت خود با بمباران مردم بیگناه عنوان کردیم. راننده ی تاکسی با شدت ترمز کرد و برگشت به طرف ما و گفت همین شما ها هستید که نگذاشتید نجات پیدا کنیم و گرنه ما زود تر از عراق آزاد می شدیم. خشمی که در چهره این راننده ی زحمتکش بود نیز بر ذهنم حک شده است. کم و بیش دو سال از آن روز می گذرد و مردم ما اینگونه نسبت به سیاست های آمریکا و انگلیس آگاه شده اند. من این را به فال نیک می گیرم.
اگرچه رودررویی طلبان جمهوری اسلامی تلاش عظیمی را بکار بسته اند تا بر این موج سوار شوند و مردم را حامی سیاست های خود قلمداد کنند، اما باید به هم سرنوشتی این دو با دیده ی تردید نگریست. باز هم زمان می گذرد و سیر این آگاهی گسترش می یابد. اگر امروز عدم وجود رسانه های آزاد مانع آن می شود که تغییرات سیاسی در صحنه ی جهان برای مردم ما توضیح داده شود و تک صدایی راه رسیدن برخی اطلاعات را می بنند، اما مردم همانطور که با دیدن فجایع عراق و به اصطلاح سوئیس افغانستان، طعم تلخ دمکراسی آمریکایی انگلیسی را چشیدند، هل من مبارز طلبی های این حضرات را هم پشت سر خواهند گذاشت. مردم ما جنگ نمی خواهند . بین حق طلبی و جنگ طلبی دره ی عمیقی ست. می توان و باید نشان داد که چگونه امروز چرخ آسیاب جهان خواران با خون جنگ می چرخد و چرا امروز صلح، پرچم مبارزه ی مردم جهان است. اطمینان داشته باشیم آنچه به شدت خطرناک است انفعال مردم است نه حضور آنان.

Sunday, February 12, 2006

زمستان ما

در باره بیانیه جمعی از نویسندگان

هم اکنون بيانيه جمعی از نويسندگان، شاعران و پژوهشگران ايرانی در تبعيد را خواندم و جهان را چه کوچک یافتم. مساحتی داشت به اندازه ی کشور ما، تنها یک دیکتاتور در آن زندگی می کرد و آن رژیم جمهوری اسلامی بود. نه سازمان مللی داشت نه شورای حکام و نه خطر تحریم و جنگ. نه به مبارزه ای علیه جنگ طلبان اشاره شده بود و نه ندایی از صلح. مجتمع های نظامی غول پیکری در آن دیده نمی شد و مایکرو سافت ها و گوگل هایش نرم افزار های سانسور نمی فروختند. شرکت های رسانه ای اش آزاد آزاد بودند و سهام مالکیتش دیگر نه در دست عده ای معدود بلکه به روشنفکران عالم انتقال یافته بود. به یاد نوشته ای می افتم که بیان می داشت تفکر محدود ملی در عصر جهانی سازی تا چه میزان ما را از واقعیت ها دور می کند. بیانیه جمعی از نویسندگان را خواندم. تماما صحیح بود، اما نیمی از حقیقت را شامل می شد. نیمه حقیقتی که بخش مهمی از حقیقت را مسکوت می گذارد

مرگ انگار اینبار نوبت ماست

دست روی دست گذاشته ایم
دست و دلمان می لرزد
و چشم هایمان از آنچه که دیده است
زخم است
سطل های تازه ی آب
کفاف اینهمه تشنگی را نمی دهد

انگار همین دیروز بود که بصره فرو ریخت
زورمان دیگر به جسد هامان نمی رسید
و بیل ها دست از کار به خاک سپاری مردگان کشیده بودند
خون؟
آری با خون
بر در و دیوار شعار می نوشتیم
دیر بود اما ما بازمی نوشتیم
که جنگ نمی خواهیم
از آسمان آتش می بارید
دیوار ها می ترکیدند
و اشک ها بر چهره هامان دلمه می بست

انگار همین دیروز بود که
خورشید در میان شهر
درست در میان شهر فرو می نشست و
بلگراد ذوب می شد
و ما بر روی پل ها دست در دست یکدیگر
سرنوشتی را که برایمان رقم زده بودند
مات و مبهوت نظاره می کردیم

آری دیروز بود که
بمب افکن ها
در کوچه های خاکی ما در کابل
بدنبال مرگ آفرین گمشده شان می گشتند
و مشتی دیوانه به شهادت روز
جهنم خدایشان را بر زمین سجده می کردند

مرگ انگار اینبار نوبت ماست
دست روی دست
در صف طولانی ایستاده ایم و
هیچ کاری نمی کنیم
چشم هایمان انگار کور است
و جام های زهر کفاف تشنگی مان را نمی دهد

Saturday, February 11, 2006

کاترینا

در مورد طوفان کاترینا و عملکرد دولتمردان و رسانه های آمریکایی در آن باره، مطالب زیادی نوشته شده و گویا هر روز نکات تازه ای به آن اضافه شده باشد. امروز در سایت ها خواندم که سد های نیواورلئان در جریان طوفان شکسته بود، آیا چنین چیزی را از رسانه ها شنیده یا دیده بودید؟ آیا می دانیم هنوز پس از شش ماه تنها یک سوم ساکنان شهر به خانه هایشان برگشته اند؟ و دولت تا یک روز بعد از طوفان هیچ اقدامی را آغاز نکرده و بوش علت آنرا به گردن عدم اطلاع رسانی به او قلمداد کرده و امروز معلوم می شود از همان اولین ساعت ها به او خبر داده شده- بی بی سی
البته به نظر من نمی شود گفت کاری نکرده چون سانسور خبری وحشتناک پیرامون حادثه حتما با دستوری از بالا سازمان یافته است. اما سئوال من این است که چرا چنین ابر- دیو- قدرتی از اقدام در این موارد باز می ماند؟.
وقتی همه چیز خصوصی می شود، وقتی هاله ای از عدم اعتماد امنیتی مردم را از نهاد های حاکمیت دور می کند، وقتی همه امکانات دولتی به سمت شرکت های بزرگ جهت گیری می شود، وقتی نیروهای دفاعی به خارج از کشور برای پیشبرد منافع شرکت های جهانی گسیل می شوند، چه کسی با کدام بودجه و چه امکاناتی باید برای دفاع از مردم در مقابل حوادث طبیعی برخیزد؟ آیا برای یک دولت در خدمت شرکت های جهانی اساسا چنین وظیفی ای مقرر است؟ حتما باید سرنوشت این کار هم به شرکت های جهانی سپرد، چرا که نه؟ آن ها حتما از طوفان هم می توانند پول در آورند و مردم هستی به باد رفته را هم بدوشند. اینجا توی مترو یه پوستر تبلیغانی ای هست که مرا همیشه آزار داده است. تیتر بالای پوستر چنین است: اگر در تامین پرداخت هزینه های زندگی تان در مانده اید، با ما تماس بگیرید. می دونین آدم یه لحظه فکر می کنه کسی قرار بهش کمک کنه نه این که کسی میاد و تو اون آخرین لحظه ها اونم ازش یه چیزی می کنه

Friday, February 10, 2006

نیروگاه اتمی

دیروز در وبگردی هایم مقالات و مطالبی را دیدم که در دفاع از حق برخورداری از انرژی هسته ای نکته ی مهمی را نادیده می گرفتند. من در یکی از نوشته ها اشاره ی کوتاهی کرده بودم ولی به نظرم می رسد بهتر است بیشتر توضیح دهم. خیلی ها غرور ملی را جای واقعیت ها می نشانند. این دفاع از غرور ملی می تواند گاه چشم ها را هم کور کند. جناب آقای دکتری که کتاب در مورد ایران اتمی نوشته از توانمندی های صنعتی ایران در زمینه انرژی اتمی چنان سخن می گوید که انسان در شگفت می ماند که او از وضعیت صنعتی کشور ما اطلاع دقیقی داشته باشد. آنچه در صنایع تولید انرزی اتمی پیچیده ترین بخش را تشکیل می دهد، نظام مدیریت ایمنی است و نه تجهیزات تولید. دلیل آن هم روشن است. کوچکترین خطا در کار با مواد شدیدا رادیو اکتیو می تواند به نابودی جان هزاران تن بینجامد و محیط زیست را با خطرات بسیار وحشتناک مواجه کند. آیا ما از میزان آمار حوادث در کارگاه های صنعتی ایران مطلعیم؟ آیا ما متوجه سطح کیفی مدیریت های ایمنی در صنایع خود هستیم؟ آیا می دانیم چه کسانی کار ها را با چه دقت هایی پیش می برند؟ بعنوان کسی که سال ها در صنایع ایران کار کرده و سیستم های مدیریت ایمنی طراحی و اجرا کرده و از نزدیک با دیوانگی های بعضی مراجع تصمیم گیری در این زمینه مصادف بوده، فکر می کنم در چنین شرایطی اساسا بهره برداری از این گونه تکنولژی ها برای ما بسیار خطرناک تر از آن چیزی ست که فکرش را می کنیم. تصور کنید احمدی نژاد رئیس یک نیروگاه اتمی باشد باشد، آیا براستی وحشت نمی کنید؟ من که بدنم می لرزد

Thursday, February 09, 2006

در این سکوت


گوشی برای شنیدن می یابی
زبانی که به هنگام نیاز سکوت نمی گزیند
دستی که پس کشیده نمی شود

ابرها غبار خاکی تیره می بارند و
در زلال افق جوهری سیاه می چکد
تا خونی را که قرار است به زمین بریزد
به چشم نبینیم

مشتی برای گره شدن می شناسی
بغضی برای به گریه نشستن
نگاهی روشن که ازاین همه فریاد روی نمی گرداند؟ .

اخبار تازه

دیروز خبر داده شد که البرادعی دبیر آژانس بازرسان اتمی سازمان ملل نامه ای رسمی به اعضا نوشته و در آن متذکر شده که درخواست جمع کردن دوربین ها و قطع بازرسی های دولت جمهوری اسلامی در عمل راهی را برای نظارت باقی نمی گذارد. یعنی اگر فردا آمریکا اسناد تازه ای را به دروغ برای فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی رو کرد، دولت هیچ مرجعی برای اثبات دروغ بودن آن ندارد.امروز در سایت بی بی سی فارسی مصاحبه ای با وزیر خارجه انگلیس درج شده که به وضوح خبر از بلاهایی دارد که قرار است بر سر ایران بیاید. او رسما خطر تحریم های گسترده را گوشزد و اقدام نظامی را ممکن می داند و معتقد است دولت احمدی نژاد به راهکارهای تحریک آمیز خود ادامه خواهد داد. روزنامه واشنگتن تایمز نیز در طی مقاله ای که در سایت ها بازتاب یافته فاش می کند که:جان بولتون نماینده ی آمریکا در جریان اجلاس حکام " در پشت درهاي بسته تهديد كرد اگر سازمان ملل نتواند در باره كشوري که حق حيات اسرائيل و آمريكا را به خطر مي‌اندازد، اقدامي بکند، لازم نيست حفظ شود." و این بدین معنی ست که اگر برنامه های دولت مطبوعش در مورد جمهوری اسلامی در سازمان ملل تصویب نشود به تنهایی دست به اقدام خواهد زد. بگذریم که فضای بین المللی متاسفانه در جهتی نیست که آمریکا تنها بماند. اینکه جنگ طلبان بدنبال چه هستند، روز به روز روشن تر می شود، آنچه از آن نشانی نیست صلح طلبان اند و این است که نگرانی ها را سخت افزایش می دهد

Wednesday, February 08, 2006

بحران گسترش داده می شود

دیروز اتفاقات چندی افتاد که علاوه بر گسترش دامنه ی رو در رویی حقایق تازه ای را نیز آشکار کرد. همه شاهدیم که دامن زدن به بحران و رودررویی بیشتر توسط دولت احمدی نژاد سازمان می یابد. حمله به سفارت ها وقتی با تحریم کالاهای دانمارکی و دستور لغو قراردادها توسط دولت همراه می شود معنی معینی در عرصه سیاست دارد. واکنش سخنگوی اتحادیه ی اروپا به اعلام" تحریم دانمارک تحریم اروپا قلمداد خواهد شد" بازتاب چنین تفسیری ست. باید بدین ترتیب اتحاد اروپا و آمریکا در این برهه و این پروژه ی وحشتناک کامل و راه هرگونه مداخله ی روسیه و چین – اگر هم محلی از اعراب داشت- بسته می شد. صحنه ی دیگری که تفکر بر انگیز بود، سخنان آیت الله جوادی عاملی از روحانیون بسیار با نفوذ راست که پشتیبان احمدی نژاد هم نبوده از اقدامات اخیر او ست. او فتوا داد که باید بر همه ی پرچم های عزاداری های محرم شعارهای دفاع از سیاست های اخیر نوشته شود. این تنها می تواند بدین معنی باشد که این سیاست ها سیاست های بخش کوچکی از حاکمیت نیست و اگرچه بسیاری از رهبران طراز اول در صحنه حضور ندارند، اما آماده ی حضور در هر لحظه هستند. باید این واقعیت ها را کنار صحبت های آیت الله هاشمی رفسنجانی بگذاریم که این بزرگترین خطر تاریخ جمهوری اسلامی در این بیست و هفت سال است تا متوجه شویم اوضاع تا چه حد بحرانی ست

صلح و نه جنگ


یکی از دوستان و خوانندگان دائمی وبلاگ این کار و برام فرستاده

Tuesday, February 07, 2006

پوشش خبری

همه حتما از داستان کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ی دانمارکی و آشوبی که به پا کرده خبر داریم و در روزنامه ها و سایت ها انواع موضعگیری های مختلف پیرامون آن را شاهدیم. همه آن را محکوم می کنند وهیچکس توهین به اعتقادات مردم را قابل پذیرش نمی داند
اما فاجعه ی جنگی که در حال وقوع است می تواند به توهین های بزرگتری به مردم ما منجر شود. فردا پای اشغالگرانی به خاک ما ممکن است باز شود که هستی ما را له می کنند. آن ها منتظرند و مشغول تدارک کارشان اند. سفرهای وزیران دفاع کشورهای عضو ناتو به آنکارا سخت مشابه دوران جنگ عراق است. وزیران دفاع آخرین افرادی هستند که به راه می افتند. کار آن ها تدارک امکانات برای اقدامات نظامی ست. آن ها برای بستن قراردادهای تدارکاتی مصوبه هایی باید داشته باشند. آن ها امروز جزو پرکار ترین تجار جهان اند و وقت اضافی برای تلف کردن و این طرف و آن طرف گشتن مثل بعضی ها ندارند. جنگ در حال تدارک است. تصویب قطعنامه شورای حکام حساسیت مردم ما را دامن زده و می زند. این حساسیت از چشم جنگ طلبان می باید کاهش یابد و این کار در روزگار ما با پوشش خبری انجام می شود. کاریکاتور روزنامه دانمارکی و آشوب های سازماندهی شده در مقابل آن می تواند هر دو همین هدف را دنبال کند

به دوست عزیزم

زندگی پر از دو راهه هاست، چند راهه ها و تصمیم. تصمیم نه، انتخاب. شاید انتخاب هم نباشد و بیشتر به انتظاری شبیه شده باشد که کدام مسیر ما را با خودش می برد. و همین جاست که در می مانیم و اشتیاق مان گاه به یاس و واخوردگی بدل می شود. داستان آشنایی ست. می رسی و مقصد تنها نقطه ی شروع است، بی هیچ مجالی که از رسیدن خود خوشنود، یله شوی و در لذت رویا هایت لحظه ای بیاسایی
به نوشته ام که بر می گردم و آنرا دوباره می خوانم تا ادامه اش دهم به واژه های عجیبی بر می خورم: زندگی، انتخاب، انتظار، مقصد، مجال و . . . و به قول فروغ : چنین است که کسی می میرد و کسی می ماند

Monday, February 06, 2006

صلح


بخوانید و به دیگران توصیه کنید

مروری بربرخی ابعاد فاجعه ی انسانی در عراق

بحشی از مقاله به نقل از مجله ی دانش و مردم

دکتر العلی که متخصص سرتان شاغل در بیمارستان مرکزی شهر است عضو انجمن سلطنتی پزشکی انگلستان می باشد. وی می گوید: " پیش از جنگ، تنها سه یا چهارنفر در ماه در اثر ابتلا به سرتان می مردند اما، اکنون این رقم به سی تای سی و پنج نفر رسیده است و این تنها به بخشی مربوط می شود که من در آن کار می کنم. در واقع نرخ مرگ و میردر اثر ابتلا به سرتان 12 برابرشده است. بررسی های ما نشان می دهد که 40 تا 48 درصد ساکنان بصره طی پنج سال آینده به سرتان مبتلا خواهندشد و این به معنای نیمی از جمعیت این منطقه است. ما معتقدیم که استفاده نیروهای آمریکایی و انگلیسی از اورانیم ضعیف شده در جنگ علیه عراق، به ویژه در چبهه های چنوبی این کشور علت اصلی بالا رفتن نرخ ابتلا به سرتان در این مناطق است. نخستین آثار سوء ژنتیک این پدیده به زودی نمایان خواهدشد. قارچ ها رشدی سرتانی دارند و ماهی هایی که در رودخانه زیبای شهر شناورند قابل خورن نیستند. حتا انگورهایی که در باغچه ی کوچک خانه ی من روییده اند از نظر ژنتیک دچار تغییر شده و قابل استفاده نیستند "
در کریدور بیمارستان مرکزی بصره با خانم دکتر " جنان غالب حسن" متخصص کودکان ملاقات کردم. وی در حالی که دست یک مریض نحیف و در حال موت را که کودکی چهارساله به نظر می رسید در دست می فشرد گفت:" این علی رفع اسودی 9 ساله است و مبتلا به سرتان خون است و ما قادر به درمان اونیستیم زیرا همه ی داروهای مورد نیاز را به علت تحریم در دسترس نداریم"
در تخت دیگر بیمارستان، کودکی در آغوش مادرش آرام گرفته که یکطرف جمجمه او به شدت ورم کرده است. دکتر حسن می گوید: " این کودک مبتلا به Neuroplastoma است که نوع تومور بسیار نادر محسوب می شود. تا سال 1991 ما هر دو سال تنها با یک مورد از این بیماری روبه رو می شدیم اما اکنون با موارد بسیاری روبه رو هستیم"
از وی پرسیدم:" شما چه صحبتی با آن دسته از افراد در غرب دارید که رابطه ی میان اورانیوم ضعیف شده و بیماری این کودکان را انکار می کنند؟"
" آن ها دروغ می گویند. مگر برای اثبات این مساله چقدر سند و مدرک لازم است؟ اکنون دیگر رابط ی میان بیماری این کودکان با اورانیوم ضعیف شده به اثبات رسیده است. پیش از سال 1991 کم تر با این موارد روبرو بودیم. اگر رابطه ای میان ان دو وجوندارد چرا بیش از تاریخ فوق این موارد به ندرت مشاهده می شد؟ بیش تر این کودکان در خانواده ی خود سابقه ی ابتلا به سرتان نداشته اند. من آن چه را که در هیروشیما اتفاق افتاد به دقت مطالعه کرده ام و باید بگویم به مشابهت های فراوان میان بصره ی امروز و هیروشیمای دیرز پی برده ام. هرروز بر تعداد نوزادان ناقص الخلقه در جنوب عراق افزوده می شود. موارد مربوط به بیماری های بدخیم، سرتان خون، تومورهای مغزی و ... در این مناطق پیوسته در حال افزایش است." دکتر داگ راک منخصص ارتش آمریکا می گوید:" من در بدن خویش پنج هزاربار بیشتر از حد مجاز تشعشع رادیو اکتیو دارم و این آلودگی در جریان جنگ عراق حاصل شد. با آزمایش و به کارگیری مهمات هسته ای ضعیف شده در پایگاه های آمریکا در عربستان سعودی می توان گفت که به تقریب کل منطقه به این مواد آلوده شده است. آمریکا و انگلیس از سلاح های کشتارجمعی مانند اورانیوم ضعیف شده در جنگ علیه عراق استفاده کرده است و از سال 1990 تا کنون بالغ بر 300ت ن از آن ها به کار گرفته شده است. هر گلوله توپی که شلیک می شود حاوی 5/4 گرم اورانیوم جامد است که بدون هیچگونه حفاظ یا پوششی رها می شود . مواردی نیز مشاهده شده است که اورانیوم مزبور با پلوتونیوم مخلوط شده است. در واقع جنگ در عراق یک جنگ هسته ای اعلام نشده است"

کارها می توان کرد

یکی از دوستان برام نامه داده و با نگرانی نوشته اوضاع خیلی بد است . او از اینکه کسی کاری نمی کنه احساس نگرانی شدید کرده و نوشته آیا با وجود این جماعت کاری هم می شود کرد؟ به نظر من خطری که بالای سرمان است آنقدر وحشتناک است که به خاطرش همه کاری می توان کرد. باید به همه خطر را گوشزد کرد. اگر از ترس آگاهی مردم نبود این همه محدودیت برای تعداد معدود نشریه ی باقی مانده ی وابسته به حاکمیت ایجاد نمی شد. می توان و باید به همه گفت که آمریکا دارد ما را به جهنم می برد و عده ای هم در ایران هیزم بیار این آتش خانمانسوزند. باید تا دیر نشده جلوی این فاجعه را گرفت. مردم به صحنه ی اعتراض علیه جنگ می آیند. من شک ندارم، ولی زمان آن مهم است و اینکه این حنبش هنوز هیچ رهبری ندارد . . . بر روشنفکران و سیاست ورزان ما تاریخ این یکی را دیگر هیچگاه نخواهد بخشید. اعتراض عمومی مردم به جنگ مطمئنان جنگ طلبان را بازداری می کند. من مدت هاست فریاد می کنم و امروز می بینم صداهای قوی تری نیز وجود داشته و برخاسته است

...

صلح
به این سایت نگاهی بیندازیم

Sunday, February 05, 2006

جبهه صلح و آزادی یا امروز تشکیل می شود و یا برای ابد مرده است


امروز روز پا پیش گذاشتن است. اینکه گفته می شود نشان دادن شکاف در هرم فدرت یا آنچه دولتمردان می نامند : ملت باعث گستاخی آمریکا و متحدینش می شود، حرفی بی پایه است که تنها تلاش برای جلوگیری از جنگ را مسکوت می گذارد. امروز اصلاح طلبی یعنی مبارزه در راه صلح و اگر شهامتی مانده باشد و تلاشی صورت گیرد زمینه های کمی برای مقابله با جنگ طلبان نیست. آقای تاج زاده در طی مقاله ای در سایت امروز به کنایه خاطر نشان می سازد که خطر جدی ست. اگر خطر جدی ست و قرار است به خاک و خون کشیده شویم ، اگر خطر سوختن تار و پود اقتصادی ما بوجود آمده، اگر قرار است بزودی با گاری در خیابان های تهران آب توزیع کنیم، اگر قرار است با کشوری چند پاره روبرو شویم و همه ی نعمات مادی سرزمین پهناور خود را از کف بدهیم. اگر قرار است چکمه سربازان آمریکایی را گیرم در استودیو های تلویزیونی ببوسیم، و هنوز خود را سیاسی و ملی و مذهبی و . . . نامیم، منتظر چه معجزه ای هستیم؟ اولین اقدام شکستن حصار استبدادی و سخن گفتن صریح از جنگ است. آمریکا و با دست گل به آب دادن های اخیر ناتو هم عرض نظامی، امنیتی و اقتصادی جمهوری اسلامی نیست که از اتحاد سیاستمدارانش بترسد و یا برای اقدام نظامیش به شکاف میان آن ها نیاز داشته باشد. مگر ضربات اتمی به ژاپن در جنگ جهانی دوم منتظر شکافی در میان آن ها شد. مگر در دولت صدام شکافی رخ نمود، مگر نمی بینیم که فضا سخت برای اقدام آماده شده و می شود. مگر نمی بینیم چه تلاشی می شود که برای بمب های هسته ای مجتمع های نظامی آمریکا مصرفی پیدا شود. مگر نمی بینیم که داریم با عمل خود زمینه ی چرخش صدها میلیارد دلاری دیگری را برای آن ها فراهم می کنیم، و آن ها چنان دهانشان آب افتاده است که به سادگی از آن نخواهند گذشت، پس چرا خفقان گرفته ایم؟ چرا اقدامی نمی کنیم. چرا همین امروز جمع نمی شوید و صریحا مخالفت خود را با سیاست های در پیش گرفته شده ی موجود اعلام نمی کنید. چرا جلوی آن ها نمی ایستیم و در جهت چرخش اوضا اقدام نمی کنیم. جبهه صلح و آزادی یا امروز تشکیل می شود و یا برای ابد مرده است . . . آینده نشانمان خواهد داد

Saturday, February 04, 2006

جهانی سازی شرکتی

روزنامه نیویورک تایمز اخیرا گزارش کرده بود که چند تن از نمایندگان کنگره ی آمریکا در اعتراض به فروش خدمات ویژه ی مایکروسافت و گوگل به چین کمیته ای تشکیل داده اند. ماجرا از این قرار است که گوگل موتور جستجوی دارای پسوند سی اچ مخصوص چین خود را به فیلتر های مورد درخواست دولت آن کشور مجهز کرده و آنچه آن ها نمی خواهند، بدون آنکه کسی متوجه بشود، جستجو نمی شود. جالب تر اینکه هیچکدام از این دو شرکت به دعوت کمیسیون برای شرکت در جلسه ای برای بررسی اقدامشان وقعی نگذاشتند تا جایی که کار به صحن علنی کنگره کشید. مشکل از خود دولت آمریکاست. قاعدتاا این اولین فروش آن ها نیست و همین هم آن ها را تا این حد جسور کرده است. داشتم شرایط دانلود کردن یاهو مسنجر را بر حسب اتفاق می خواندم – که هیچکدام نمی خوانیم- دیدم اجازه ی این کار را از ما می گیرد که هر چه را خواست فیلتر کند . . . مضحک است ولی حقیقت دارد . عصر حاکمیت شرکت هاست دیگر ... جهانی سازی شرکتی

بخوانید و به دیگران بدهید

یادم می آید آن وقت ها روی نشریات این عبارت درج می شد و معنی آن این بود که اگر مطالب را مفید یافتید در ترویج آن کمک کنید. اکنون نیز من همین تقاضا را از خوانندگان بسیار محدود وبلاگم دارم. کمتر کسی این روز ها از صلح می نویسد، پس اگر با آن موافقید این وبلاگ را به دوستانتان معرفی کنید. ایمیل های گروهی را هم خود یاهو دارد فیلتر می کند و در این زمینه محدودیت بیشتری ایجاد شده است

قدمی تازه به سوی گرداب

همانطور که پیشبینی می شد، مقدمات قانونی کار برای رویارویی با جمهوری اسلامی فراهم شد و گزارش عدم تمکین جمهوری اسلامی به مصوبات قبلی شورای حکام و درخواست مداخله ی شورای امنیت مورد تصویب قرار گرفت. و این قدمی تازه به گردابی ست که می رود سرنوشت کشور ما را دچار مخاطرات جدی کند. شرایط جهانی در مقایسه با دوران حمله به عراق چنان تغییر کرده که کمتر اعتراضی به خطرات جنگی تازه در آن مشاهده می شود و سیاست های بسیار مخرب اخیر چنان زمینه افکار عمومی علیه ایران را فراهم کرده، که کار مبارزه برای صلح را دشوار می نماید. تصور کنید ژاک شیراک در فرانسه عربده جویی های هسته ای گستاخانه ای می کند و احدی در آن کشور به خیابان نمی آید و در مقابل این سیاست ها نمی ایستد. باور کنیم زمینه برای هر اقدامی آماده است. اینکه هنوز هیچ توطئه ای برای ایجاد فاجعه به نام جمهوری اسلامی مورد نیاز قرار نگرفته، نشاندهنده ی آن است که سیاست های دولت جدید تا چه میزان کفایت کار را کرده است. پروژه جنگ تازه ی آمریکا به تصویب دو حزب رسیده و آماده ی بهره برداری ست. و آغاز آن را وال استریت رقم خواهد زد و بحرانی که در پیش است . . . این دیگر منحنی ارزش سهام نیویورک است که ماشه را می چکاند و هنوز فرصت هست . . .. آری هنوز فرصت هست . . . ولی چه فایده که هیچ اقدام کارسازی برای ممانعت از افتادن به دام صورت نمی گیرد

Thursday, February 02, 2006

امید

انرژی هسته ای حق مسلم ایران است، ولی

بسیاری از سیاستمداران کشور ما بر این مطلب پافشاری می کنند که استفاده از انرژی هسته ای حق مسلم ایران است و این به خودی خود حرف صحیح و منطقی ست. اینکه کشور ما در این دوران تا چه حد به این تکنوژی نیازمند است و آیا توانایی نگهداری راکتور های هسته ای و یا سانتریفیوژ های غنی کننده آن هم با سطح دقت و نظم اقتصادی موجود را دارد یا نه، خود بحثی است که مقالات ارزشمندی در سایت های مختلف به آن پرداخته اند. فقط تصور کنید بر سر راکتور هسته ای یا دیگر منابع غنی سازی اورانیوم کشور همان حوادثی روی دهد که بر سر هواپیماهای نظامی ما می آید و هر از چند گاه یکی از آن ها سقوط می کند و کسی هم پاسخگوی آن نیست. نتیجه چه می شود؟ آیا می توانیم بگوئیم به بقیه چه مربوط، راکتور خودمان است؟ بهره برداری از انرژی هسته ای از جمله تکنولژی های از نظر ایمنی پیشرفته ای ست که پیامد های آن اثرات جهانی دارد و به همین دلیل پای دیگران را به میان می کشد. بگذریم که توانایی بالا در زمینه ی تولید انرژی خود زمینه ساز ایجاد قابلیت برای سلاح های هسته ای نیز می شود.آیت الله منتظری در مصاحبه اخیر خود با نیوزویک حتی حق برخورداری از سلاح اتمی را نیز برای ایران به رسمیت شناخت و بر آن تاکید کرد و دلیل آن را هم حضور در منطقه ای دانست که همسایگان دارای بمب هسته ای دارد. اما در سیاست همانطور که همه بزرگان اندیشه ی سیاسی بر آن تاکید کرده اند، حق نیست که کنش و واکنش ها را سازمان می دهد، بلکه زور و قدرت است. این قدرت های برتر جهان هستند که روند های اصلی جهان را شکل می دهند و در عصر جهانی شدن این روند بسیار تشدید شده است. باید دید آیا ما قدرت ادامه ی مسیر هسته ای خود را علیرغم مخالفت و رودررویی آشکار حاکمان جهان داریم، یا مشغول اجرای یک عملیات استشهادی شده ایم. عملیات انتهاری ای که علاوه بر خود ما با سرنوشت ملیون ها هموطن و ،همسایگان ما گره خورده و بر آن تاثیر جدی می گذارد. آیا ما حق داریم برای دسترسی به حق شاید دست نیافتنی خود در این مرحله خود و کشورمان را طعمه ی جنگ طلبان حاکم بر جهان کنیم. آیا می دانیم برندگان و بازندگان این رودررویی چه کسانی هستند؟ مگر درس صربستان، افغانستان و از همه مهم تر و نزدیک تر عراق کافی نیست که این تعادل نوین قوا در جهان را درک کنیم؟ ما با میلیارد ها دلار درآمد نفتی بودجه ی کافی برای توسعه ی کشور خود را داریم. پس چرا بهره برداری از انرژی هسته ای را به طور مصنوعی به موضوع مرگ و زندگی جامعه خود تبدیل می کنیم. اگر ما این تلاش ها را برای مدتی متوقف کنیم و نه به روسیه باج بدهیم و نه اروپا، مثلا چه فاجعه ای پیش می آید؟ آیت الله منتظری به درستی بر نامناسب بودن شرایط برای ادامه ی سیاست فعلی تاکید می ورزد، اما هنوز موضعگیری قاطع لازم را در این زمینه نمی کند. امروز بازداری آمریکا و متحدینش از جنگ بزرگترین ضربه به آن هاست. آن ها برای عبور از بحران هایشان به جنگ نیاز دارند و به همین دلیل امروز صلح خواهی بزرگترین مبارزه علیه حاکمان جهان است و اگر کسی واقعا خواهان مبارزه با آنان است، نباید در تنوراین رودررویی آشکار بدمد